TheWorstJ
ژانر:سیاسی، پزشکی، انگست، رومنس
خلاصه :
اون این بیست و دو سالو صبر نکرده بود تا همین اول از روسها شکست بخوره، معجزه زندگیش دکتر لی باعث شده بود دوباره به زندگی برگرده، اینبار با دقت تر عمل میکرد، اون بیست و دو سال تمام به انتقام فکر میکرد، اون عملیش میکرد حتی اگه عاشق بشه؟ حتی اگه مجبور شه از عشقش هم بگذره؟ مگه اون داشت انتقام چیو میگرفت که از معشوقش دست برداشت؟
اون هوانگ هیونجین بود، تنها هدفش مهم نبود ن ه آدمای دورش، اما اون جراح چی داشت که معادلات مغزشو بهم میریخت؟
نمیدونم کسی اصلا قراره اینو بخونه اما دوست دارم هرکسی خوندش نظر و انتقادشو بهم بگه و باهاش دوست شمم.
پس چنل تلگرامم میذارم براش
@StarsNeverSmile