وانشات Stories

Refine by tag:
وانشات
WpAddoneshot
WpAddفیکشن
WpAddتهیونگ
WpAddفیک
WpAddویکوک
WpAddاسمات
WpAddجیمین
WpAddبی‌تی‌اس
WpAddbts
WpAddیونگی
WpAddاکسو
WpAddجین
WpAddکوکوی
WpAddجونگکوک
WpAddچانیول
WpAddچانبک
WpAddvkook
WpAddتهکوک
WpAddtaekook
وانشات
WpAddoneshot
WpAddفیکشن
WpAddتهیونگ
WpAddفیک
WpAddویکوک
WpAddاسمات
WpAddجیمین
WpAddبی‌تی‌اس
WpAddbts
WpAddیونگی
WpAddاکسو
WpAddجین
WpAddکوکوی
WpAddجونگکوک
WpAddچانیول
WpAddچانبک
WpAddvkook
WpAddتهکوک
WpAddtaekook

90 Stories

  • I Miss You [OneShot] by Kim_Lunali
    Kim_Lunali
    • WpView
      Reads 218
    • WpPart
      Parts 1
    "وانشات" _پنج ماه، سه روز، هجده ساعت، چهل‌وهشت دقیقه و سی ثانیه‌ست، اوه الان شد سی‌و‌یک ثانیه که بغلِت رو ندارم. _منم پنج ماه، سه روز، هجده ساعت، چهل‌وهشت دقیقه و سی‌وهشت ثانیه‌ست، نبوسیدمت.
  • 🌟Little oneshots🌟 by yashar_di
    yashar_di
    • WpView
      Reads 3,465
    • WpPart
      Parts 8
    Chanbaek Little Stories👻💎🕸
  • •برای آخرین نفس... by HediyeGh
    HediyeGh
    • WpView
      Reads 84
    • WpPart
      Parts 1
    "فقط یک ماه باقی مونده . بذارید باهاتون روراست باشم ، بستری کردنش بی فایدست . اون نمیتونه دووم بیاره!" وانشات. کاپل : جونگکی.
  • WᴀʟʟS Dᴏɴ'ᴛ TᴀʟK by sil_chana
    sil_chana
    • WpView
      Reads 156
    • WpPart
      Parts 1
    [𝘖𝘕𝘌 𝘚𝘏𝘖𝘛] ※𝘗𝘦𝘳𝘴𝘪𝘢𝘯: دیوارها‌ حرف نمیزنند ※𝘑𝘢𝘱𝘢𝘯𝘦𝘴𝘦: 壁は話さない ※𝘎𝘦𝘯𝘦𝘳𝘦𝘴: 𝘋𝘳𝘢𝘮𝘢, 𝘗𝘴𝘺𝘤𝘩𝘰𝘭𝘰𝘨𝘪𝘤𝘢𝘭, 𝘚𝘭𝘪𝘤𝘦 𝘰𝘧 𝘭𝘪𝘧𝘦. ●𝘚𝘵𝘢𝘵𝘶𝘴: 𝘊𝘰𝘮𝘱𝘭𝘦𝘵𝘦𝘥 ▶𝘞𝘳𝘪𝘵𝘵𝘦𝘯 𝘣𝘺: 𝔖𝒾𝓁_𝒸𝒽𝒶𝓃 برشی از زندگی ایتاچی اوچیها، کسی که به عنوان پس خورده از زندگی خودشو بازنده میدونه. اما طی اتفاقی به خودش برمیگرده و درک قشنگی از زندگی پیدا میکنه. 𝕾𝔠𝔞𝔯𝔩𝔢𝔱
  • My wakmanta: oneshot  by mellanie20000
    mellanie20000
    • WpView
      Reads 95
    • WpPart
      Parts 2
    Woosan oneshot: my wakmanta- By mellanie سلامی دوباره، امیدوارم که توی این روزای ایران، حالتون خوب باشه و سالم باشید. قبل اینکه شروع کنید یه توضیح کوچیک درمورد این وانشات بدم. بچه ها برای خوندن این وانشات باید با شخصیت های داستان اصلی اشنا باشید چون طبیعتا این وانشات از دل داستان اصلی بیرون میاد که اگر خواستید بخونید، اینجا میتونید پیداش کنید: Wattpad: mellanie20000 (یه پی دی اف هم ازش منتشر شده تو یه کانالی منتها پر از ایراده پس ترجیحا از واتپد بخونیدش) از طرفی اگرم نخوندینش، من شخصیت هارو توی دو سه خط معرفی کردم که گیج نشید. پس فکر نمیکنم مشکلی باشه. در اخر امیدوارم که از خوندن این وانشات لذت ببرید. ماچ به کله هاتون.. -ملنی
  • My Love ❤️ by KianaIsania
    KianaIsania
    • WpView
      Reads 1,354
    • WpPart
      Parts 1
    وانشات یک پارتی کوک و ا/ت
  • •~The day I saw you~• by PZ6104
    PZ6104
    • WpView
      Reads 322
    • WpPart
      Parts 1
    °•روزی که دیدمت•° "وانشات" -کاپل: چانبک -ژانر: رمنس، فلاف، روزمره! +۲۷ام اکتبر اولین روزی که دیدمت...
  • Apricity by mellanie20000
    mellanie20000
    • WpView
      Reads 183
    • WpPart
      Parts 1
    oneshot~ cuple: seongjoong genre: dram by mellanie~ گایز بعد از خوندن حمایت کنید. این کار برای نویسنده بسیار ارزشمنده!
  • I'm not as bright as him [Oneshot] by AuroraxFamily
    AuroraxFamily
    • WpView
      Reads 721
    • WpPart
      Parts 1
    از متن داستان: +نباید بیشتر از این منتظرش بذارم، فکر کنم اون واقعاً نیاز داره این حرفا رو بشنوه. جونگکوک سرشو به نشونه‌ی تایید تکون داد تا مطمئنش کنه که داره کار درستو انجام میده؛ ولی درواقع هر کلمه‌ درباره‌ی اون پسر که شبیه یه تیکه از خورشید می‌درخشید جونگکوکو یاد خودش مینداخت که حتی از تاریک‌ترین قسمت جنگلم تیره‌ تر بود. به این فکر کرد که یونگی تا به حال چندبار اونو منتظر گذاشته؟ و جواب هر روز بود، جونگکوک تمام مدت منتظر بود یونگی کمی بیشتر به اطرافش دقت کنه؛ اون هر روز منتظر بود یونگی با یه چراغ قوه تو دستش برسه به عمق جنگل و اونو روی زمین سرد، مرطوب و تاریک جنگل پیدا کنه. ولی خورشید هربار زیباتر از اون می‌تابید که بشه چشم ازش برداشت. و با بسته شدن در، جونگکوک همچنان همونجا نشست؛ تو تاریک‌ترین نقطه‌ی جنگل. 🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊 👟کاپل: یونکوک، سپ 👟ژانر: روزمره، درام 👟نویسنده: Velvet Moon 👟-وانشات
  • The stars in your eyes by minsungluvx
    minsungluvx
    • WpView
      Reads 517
    • WpPart
      Parts 1
    -سنجاب کوچولوی نازم،ببخشید که عاشق این پیرمرد شدی.هیچوقت بهت نگفتم چقدر عاشقتم و حالا دیگه تو اینجا نیستی. one shot
  • 🍷~PRINCE OF THE DARKNESS~🍷 by yashar_di
    yashar_di
    • WpView
      Reads 759
    • WpPart
      Parts 1
    oneshot در هیاهوی برف و سرما...در آن شب زمستانی...لب بر گردنت گذاردم...بهشت را ذره ذره مزه کردم...
  • microphilia(oneshot) by skysamaaaa
    skysamaaaa
    • WpView
      Reads 466
    • WpPart
      Parts 2
    رویای جیمین اینه که بتونه کوچیک بشه اون حتی با این آرزو و تصور خودارضایی میکنه! چی میشه اگه معلم آزمایشش یونگی اونو به آرزوی عجیبش برسونه! وانشات
  • 𝐖𝐚𝐥𝐤𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐞𝐚𝐝 by aur0raw
    aur0raw
    • WpView
      Reads 120
    • WpPart
      Parts 1
    •𝐨𝐧𝐞𝐬𝐡𝐨𝐭• -مـُـرده مـُـتحرکــ- | +کــاش زنگ میزدم و میگفتم من بدون تو زِنــدِگـی نمیکنم.. _کــاش میفهمیدی که من بی تو مــُردَم.. | -𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌 -𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞:𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 , 𝒂𝒏𝒈𝒔𝒕 -𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫:𝑨𝑼𝑹𝑶𝑹𝑨
  • •°~I want to be your DADDY~°• by KAGAMI_ARMY7
    KAGAMI_ARMY7
    • WpView
      Reads 5,267
    • WpPart
      Parts 1
    یونگی از نوجوونی برای خانواده کیم کار میکنه و خدمتکار شخصیه پسر ارشد کیم هستش.❗ اون از کار و زندگیش راضیه ولی فقط تا زمانی که ارباب جوانش یعنی پسر کیم اون رو مجبور به پوشیدن لباس خدمتکار میکنه.⁉️ _همین الان لباسات رو عوض کن. +ببخشید..ولی جلوی شما لباسم رو عوض کنم؟ _مگه جز اربابت کسه دیگه ای هم اینجا هست؟ کاپل: نامگی♾
  • 𝘍𝘶𝘵𝘶𝘳𝘦 𝘣𝘪𝘳𝘵𝘩  by YKchief_
    YKchief_
    • WpView
      Reads 3,267
    • WpPart
      Parts 1
    شصتش رو روی استخوان ترقوه‌ی پسر کشید و لبش رو جایگزین دستش کرد و نرم بوسید -میدونی زندگی ، بویِ بهشت دقیقا از اینجا میاد _ ژانر : رمنس / فلاف کاپل : تهکوک
  • Oneshot Book by jxeunk
    jxeunk
    • WpView
      Reads 1,055
    • WpPart
      Parts 3
    Oneshot book of bts couples با من برقص تا ستاره ها خاموش بشن، تا آخر دنیا تا وقتی که نفس میکشی! اونوقت من تا آخر دنیا متعلق به تو خواهم بود تا وقتی نفس میکشم... 🏅#4 namjin
  • IVELLE by unknown_white_cat
    unknown_white_cat
    • WpView
      Reads 662
    • WpPart
      Parts 1
    به سان و وو نگاه کرد و با جدیت ادامه داد: لطفا امشب استراحت کنین...کار دیگه ای نکنین که بدنتون برای اجرای فردا خسته باشه، مخصوصا تو سان، لباست بدنتو نمیپوشونه...نمیخوام کلی وقتمون برای این بره که گریمور ها باید کبودی های روی بدنت رو بپوشونن.
  • ennui by LitttleBlack
    LitttleBlack
    • WpView
      Reads 57
    • WpPart
      Parts 1
    -مشکلم اینه که ترسیدم... کیونگسو این اتفاقا نحسن... این بارون، اینکه من امسال نمیتونم سالگرد ازدواجمون رو باهات جشن بگیرم، اینا همش یه نشونه ست... حتی خودت....تو... خیلی راحت با نبودن من کنار اومدی...با بهم ریختن برنامه مون.