-خوشحالم... خیلی خوشحالم که بالاخره به آرزوم رسیدم...
-آرزوت دیدن من بود؟
-آرزوم خیره شدن به لرزش چشمات موقع دیدن بود، آرزوم این بود که منو ببینی، آرزوم این بود که باهم چیزای مختلف و تجربه کنیم...
-ولی آخری هنوز اتفاق نیفتاده..
چان اشکاشو پاک ک رد و خنده مردونه ای کرد
-درسته.. ولی هر ثانیه با تو یه تجربه جدید و شیرینه...
💕این یه سه پارتی کوچولو عه.💕
_______________
𝘕𝘢𝘮𝘦: 𝐇𝐨𝐧𝐞𝐲 𝐞𝐲𝐞𝐬.
𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞,𝐃𝐚𝐢𝐥𝐲 𝐋𝐢𝐟𝐞.
𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝐂𝐡𝐚𝐧𝐛𝐚𝐞𝐤.
𝘞𝘳𝘪𝘵𝘦𝘳: Hyun_L_1485
"یه مطرود همیشه یه مطرود باقی میمونه
فرقی نداره،فرشته باشی یا شیطان،یا حتی آدمیزادی که از جایی بیرون انداخته شدن، حس دور انداخته شدن هرگز رهات نمیکنه،حتی اگه بهای فرارِ از اون طرد شدگی،سجده فرشته ای به شیطان باشه"
ژانر:انگست،رمنس،درام
کاپل:چانبک
ماجرا بین دو تا برادر ( ؟ ) نا تنی اتفاق می افته . برادرایی که قرار نیست هیچ وقت زندگی اون یکی براشون مهم باشه و بخوان به خاطرش ناراحت بشن یا حرص بخورن .
ولی یکیشون متوجه می شه خیلی وقته که قولشونو فراموش کرده . و واکنش اون یکی چیه؟
● نام: گرگ ها گریه نمیکنند
● ژانر: امگاورس، فانتزی، خشن، ازدواج اجباری، امپرگ، اسمات
● کاپل: سهون. جونگین. چانیول. بکهیون. (کاپل ها در روند داستان مشخص میشن)
● :
-: من هیچ وقت گریه نکرده بودم.. چون بابا همیشه میگفت گرگ ها، هیچ وقت گریه نمی کنن. اونا شکار میکنن.
وقتی مامان مرد گریه نکردم،
وقتی بابا رفت، گریه نکردم..
قطره ی اشک، از چونه اش میچکه و روی زمین سقوط میکنه
صدای افتادن اشک، روی زمین نیم سوخته ای که هردو میشنون
-: این دوتا قطره ی لعنتی اشک و غرورم، هیچی نیست در مقابل چیزی که امروز از دستش دادم..
امروز رو هیچ وقت فراموش نکن جفت عزیزم.
کاپل ها: Chanhun/Chanbaek/Kaihun/Kaibaek
خلاصه: داستان درباره ی سهونیه که چندین ساله عاشق چانیوله. و درست زمانی که فکر میکنه میتونه برای استارت رابطشون کاری کنه، چانیول با عشق قبلیش رابطه ای رو شروع میکنن که دور از انتظار سهونه. و کشمکش هایی دراین رابطه و شغلی که دارن پیش میاد...
#chanhun
بکهیون سرجاش خشکش زد. عضلاتش برای یک ثانیه از حرکت ایستاد و تمام حسهاش روی بویی که همون لحظه به مشامش رسیده بود، تمرکز کرد.
اون مرد بوی قویترین و سیاهترین قهوهی جهانو میداد، تلخ اما معتادکننده، به همراه بوی مس و آتیش و شاید زیتون. بویی کاملا مردونه.
بدون اینکه کنترلی روش داشته باشه، یک دفعه به طور شدیدی احساس گرسنگی کرد و لثههاش به خارش افتاد؛ خون توی گوشهاش غرش میکرد و انگار هوای اطرافش متبلور شده بود. متعجب از خودش یه قدم عقب رفت و پشت کاپوت باز اتومبیلش قایم شد.
_من چه مرگم شده؟
هیچ وقت اینقدر شدید احساس عطش نکرده بود...
کاپل: چانبک♡ سکای♡
اولین داستان از مجموعه •●Letters●•
•●Genre:Romace;Angst;Oneshot●•
•●writer:TheStrawberryGirl14●•
بکهیون داشت زندگی عادیش رو میکرد که یه دختر در خونش رو زد و جعبه ای بهش داد که از طرف برادر اون دختر بود.
اون جعبه متوسط، انقدر بزرگ بود که تمام حسرت و عقده های بکهیون رو توی خودش جمع کرده بود.
لعنت به پارک چانیول و هرچیزی که مربوط بهش بود!
ɢᴀɴᴇ ʀ : sʟɪᴄᴇᴏғʟɪғᴇ_ғɪᴄᴛɪᴏɴ_ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ_sᴍᴜᴛ
ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ
قشنگا،این فیک با دوتا فیک دیگه ارتباط داره.
#jemini_power3
#The3sovereignty
و داستاناشون بهم ربط دارن،پس حتما درطول اپ و همزمان باهم هرسه فیک رو بخونین که گیج نشین.
حتما قبل از شروع، دوفصل اول #jemini_power رو بخونین بچه ها.
**پس اول باید فصل اول و دوم jemini_power رو بخونین و بعد این سه تا فیک رو.
چند گام ل ازمه تا بتونی صاحب قلب کسی بشی؟
سوال سختیه ولی آیا جلوی جونگین عاشق رو میگیره؟
ژانر:رومنس_فلاف_زندگی روزمره_اسمات
کاپل ها:سکای و با حضور افتخاری چانبک🥰
📢پایان یافته🥳🎉
بعد از یه مدت طولانی قرار شد چانیول رو ببینه اما وقتی برگشت خونه هیچکی اونجا نبود...
چانیول و حیوون خونگی جدیدش رفته بودن آتلیه که دوتایی عکس پدر و دختری بگیرن و کارشون اونقدر طولانی شد که بکهیون میگرنش از عصبانیت و حرص اوت کرده بود...
میخواین بدونین پارک چانیول کسی که بهش لقب دوست پسر ملی رو دادن چجوری برای آروم کردن دوستپسر خودش تلاش میکنه؟
پس حتما این وانشات رو بخونین.
فیکشن؛ من فقط دلم برات تنگ شده بود
کاپل؛ چانبک
ژانر؛ برشی از زندگی، ریل لایف، اسمات
نویسنده؛ دارسی
چنل تلگرام؛ AmorFiction
🌒 فیک: اهریمنت را به من بسپار 🌘
🌖 کاپل:سکای ، چانبک 🌔
🌓 نویسنده:LA7 🌗
🌑 ژانر:تخیلی،فانتزی،رمنس 🌑
🌕زیر روشنایی نور مهتاب چنان جذاب بود که سینه اش تیر کشید
سر انگشتان پسر به شنل مخملی کشیده شد.
زیبا ترین تصویری بود که به چشم می دید،
زندگی کردن کنار کسی که خوب می دونست چقدر از خودت متنفری چه حسی داشت؟ 🌕
خلاصه؛
تو دنیایی که جادو حرفِ اول رو میزنه و هر کسی با توجه به مقدار جادویی که داره طبقه بندی میشه و پیشرفت می کنه، سهون بدونِ بهره بردن از این موهبت در دور افتاده ترین دهکده ی سرزمینی دوست داشتنی به روز تولد هجده سالگی میرسه... اون همیشه خودش رو ناتوان و وصله ی ناجوری برای این دنیا دیده... در دورترین فاصله از پایتختِ آرزوها، جایی که قدرتمند ترین جادوگر ها زندگی می کنند ولی ... چرا این ژنرالِ تازه وارد جلوش زانو زده ؟!
💞پسر مورد علاقه من
✍️نویسنده: توتو🦊🐾
👬کاپل: کاپلهای اصلی اکسو
تائوریس _ هونهان _ سولی _چانبک _ کایسو_ شیوچن
📽️ژانر : رمنس _ انگست _ هپی اند _ +18
➖من دیگه با تو جایی نمیام بَک. بودن با تو و ادامه این رابطمون تنها باعث میشه آینده بدی و برای هم رقم بزنیم.
متاسفم که حس میکردم عاشقت شدم.
بپذیر که این رابطه باید همینجا تموم بشه!...
🐾فیکشن فایرلایت🐾🐰
نویسنده :♡ bunny myeoni ♡
ژانر : فلاف 🐾 کمدی 🐾 رمنس 🐾 اسمات 🐾 کمی هم انگست قاطیه 😂
کاپل : چانبک ، کایسو ، کریسهو ، هونهان
بیون بکهیون یه فیکشن خون سرسخته و آدمای زندگیش و بر اساس اینکه چی میگن یا چه حرفی میزنن انتخاب نمیکنه چون معتقده سخنگو زیاده . آدم های خوب زندگی فقط تو صورت هایخوشگل و همه چی تموم بودن خلاصه نمیشن . این آدما فقط شبیه حرفاشونن . فرقینمیکنه چه اتفاقی میوفته ، اونا سر حرفشون میمونن . عاشق بودن چیزی جز مهربون بودن نیست . این و شخصیت های فای لایت بهتون ثابت میکنن
🐱🐶بکهیون:الان داریم میریم خونه و تو قراره فقط عاشقانه به من زل بزنی؟باید بگم خاک سرت من دوستامو میبرم خونه تا حداقل ی دور انگشتشون نکنم نمیزارم برن
چانیول:من جدا باید روی تو کار کنم بکهیون شستشوی مغزی لازم داری 🐰🐾