کوکوی Stories

Refine by tag:
کوکوی
WpAddkookv
WpAddتهکوک
WpAddویکوک
WpAddتهیونگ
WpAddجونگکوک
WpAddvkook
WpAddاسمات
WpAddjungkook
WpAddفیکشن
WpAddtaekook
WpAddامگاورس
WpAddیونمین
WpAddtaehyung
WpAddbts
WpAddفیک
WpAddنامجین
WpAddعاشقانه
WpAddبی‌تی‌اس
WpAddpersian
کوکوی
WpAddkookv
WpAddتهکوک
WpAddویکوک
WpAddتهیونگ
WpAddجونگکوک
WpAddvkook
WpAddاسمات
WpAddjungkook
WpAddفیکشن
WpAddtaekook
WpAddامگاورس
WpAddیونمین
WpAddtaehyung
WpAddbts
WpAddفیک
WpAddنامجین
WpAddعاشقانه
WpAddبی‌تی‌اس
WpAddpersian

149 Stories

  • || زندان عشق  | Prison of love || by llAlourall
    llAlourall
    • WpView
      Reads 40,227
    • WpPart
      Parts 16
    داستان از این قرار بود که ، پدر تهیونگ طی اتفاقی اونو مجبور با ازدواج اجباری با مرد انیگمایی میکرد که فقط اسمش رو میدونست و ازش 12 سال بزرگتر بود ! اون برای فرار از ازدواج هرکاری میکرد ولی نمیدونست که .. • Ganer 🐺: Omegavers . Romance . Au . Smut . Fakechat . Couple✨: KookV Writer🪄: Aloura
  • llیاغی کلاس |Class Outlawll by llAlourall
    llAlourall
    • WpView
      Reads 90,157
    • WpPart
      Parts 28
    قضیه از این قرار بود که تهیونگ به مدرسه ی جدیدی انتقال پیدا کرده بود، و اون کلاسی که درونش بود به قفس گرگ ها معروف بود! و جونگکوک پسری که به بی رحمی و قلدری و کتک زنی شناخته میشد و سردسته ی قلدر های مدرسه هم بود ، همکلاسی جدید تهیونگ بود. • • 👀تیکه ای از فیک: _ جئون! من هزار بار گفتم هرجوری که دوست دارم لباس میپوشم ، ربطی نداره به کسی .. + پس منم هرجور که دوست دارم آدم جر میدم واست ، ربطی نداره به کسی .. • • GANER:Smut~Romance~Fake Caht~Dram~AU~little comedy Couple: Kookv Writer : Aloura
  • My little cherry ( Kookv ) by Vilo_00_
    Vilo_00_
    • WpView
      Reads 26,314
    • WpPart
      Parts 29
    گیلاس کوچولوی من 🍒✨ " در حال اپ " در گوشه‌ای دنج از یک کافه‌، جایی میان عطر قهوه و گرمای پاییزی، دو نگاه درهم گره می‌خورند - یکی آلفا، یکی اُمگا. هیچ‌کدوم دنبال عشق نبودند، اما عشق همیشه راه خودش رو پیدا می‌کنه، حتی اگر از لابه‌لای سفارش یه کاپوچینو باشه. این داستانیه درباره لمس‌های آهسته، قلب‌هایی که آروم باز می‌شن، و خنده‌هایی که بوی شکلات می‌دن. اگر دنبال لحظاتی پر از مهربونی، حس امنیت و درخشش عشق توی تاریکی دلت هستی، این قصه برای توئه. پایانش؟ اون‌قدری قشنگه که دلت بخواد تا مدت‌ها اکلیل بریزی رو همه چی ✨💛 ژانر : سافت ، امپرگ ، اسمات ، امگاورس ، هپی کاپل : کوکوی - نامجین و ...
  • blue light *kookv* by jeon__teatea
    jeon__teatea
    • WpView
      Reads 27,507
    • WpPart
      Parts 58
    تهیونگ و جونگکوک دوست های صمیمی هستند. تهیونگ خیلی وقته روی کوک کراش داره ولی میترسه دربارش حرف بزنه. میترسه کوک اونو تحقیر کنه و بعد ترکش کنه... کاپل : کوکوی روز اپ : جمعه ژانر : روزمره، مدرسه ای، دراما
  • Enemy To Lover🍷 by Lilyrobersonmira
    Lilyrobersonmira
    • WpView
      Reads 24,278
    • WpPart
      Parts 30
    چی میشه اگه تهیونگ و جونگ کوک که سال ها دشمن همدیگه بودن و همیشه در حال موش و گربه بازی بودن یهو بعد از اون شب خیس احساساتشون بهم بریزه؟ نیمی از فیک: - هر بار که داد می‌زنی، تنها چیزی که فکرمو درگیر می‌کنه اینه که صدات وقتی زیرمی چه شکلی می‌شه. - شاید بهت اجازه داده بودم یه بار صدای منو بشنوی، ولی فکر نکن هر شب قراره مجانی سرگرمت کنم. -مجانی؟ حاضرم هرشب بخاطرش آدم بکشم ژانر: عاشقانه، اسمات و فیک چت و اکلیل ساز couple: kookv
  • Second Chance by Badgalshookoo
    Badgalshookoo
    • WpView
      Reads 8,935
    • WpPart
      Parts 28
    اینکه هشت‌سال با همسرت زندگی کنی و فکر کنی یک زندگیِ شاد و بی‌دردسر داری خیلی خوبه؛ اما ممکنه پذیرفتن اینکه همسرت بهت خیانت کرده و یکی دیگه رو به تو ترجیح داده، مثل خندیدن به یک جکِ بی‌مزه و تکراری، سخت باشه. تهیونگ از الان به بعد دیگه فقط و فقط می‌خواست روی خودش تمرکز کنه، برای خودش زندگی کنه و از همه‌ی این ماجراها عبور کنه و این وسط جونگ‌کوک، دلش می‌خواست تهیونگ رو فقط برای خودش داشته باشه و بهش نشون بده که عشق می‌تونه واقعی و به دور از دروغ و خیانت باشه.
  • ༄Little Nutella ༄ by o_o_nyx_o_o
    o_o_nyx_o_o
    • WpView
      Reads 11,109
    • WpPart
      Parts 23
    فرض کنید توی اولین روز دانشگاه،یه دوست قدیمی رو ببینید؛دوباره با هم دوست بشید،اما احساساتی که دارید متفاوت باشه! احساسی فراتر از دوستی! این همون اتفاقیه که برای جونگکوک و تهیونگ افتاد. "هیچکدوم از اتفاقاتِ این فیکشن،ربطی به زندگیِ اصلی افراد نداره" 'درحال آپ' couple's'↦kookv ༄ yoonmin "این فیک یه داستان سافت و معمولیه و لحظات هیجان‌انگیز،ناراحت کننده و... قطعا داره.چون یه داستان 'گوگولیه' و اگه طرفدار داستان های اکشن،معمایی،ترسناک و... هستید،این داستان مناسب شما نیست!" [اسمات داره...🛐💅]
  • Bamzi  / بــامــزی  by mahta_a_kh
    mahta_a_kh
    • WpView
      Reads 14,868
    • WpPart
      Parts 12
    اگه عاشق تصور کردن ویکــوک در نقش پــدر هستی، اصلا بامــزی رو از دست نده فیکشــن: بــامــزی BAMZI کاپــل: ویـکـوکــ VKOOK ژانـر: رمنــس❤️، فلــاف، اسمــات،درام نویسنـده: مهتــا ═════════════════════════ کی فکرش رو میکرد که تنها وارث شرکت بین المللی GOC که در تولید چرم حرف اول رو میزنه،عاشق جونگکوک؛پسرِ باغبونشون بشه و به همراهش از خونه فرار کنه و حتی سالها بعد باهمدیگه صاحب بچه بشن؟! جونگکوک چطور میتونه پیرمردی رو از همسرش جدا کنه که حتی روی رابطه جنسی بین نوه اش و جونگکوک قدرت و اختیار داره و تهیونگ رو وادار میکنه تا به میل خودش با کوک خشن رفتار کنه؟ با من همراه شو تا جواب تمام سوالاتت رو بگیری و همچنین یه فیکشن کیوت و درام بخونی که امپرگ نیست اما خانواده کیم رو با وجود یه بچه کامل میکنه خــلاصــه: تهیونگ: تنها میرم! جونگکوک:چرا؟ تهیونگ با شیطنت کالسکه پسرشون؛ جیمین رو رها کرد تا جونگکوک، اون رو به جاش بگیره تهیونگ: چون دیدن یه سری صحنه ها برای کودکان ممنوعه! جونگکوک تکخند ناباورانه ای زد و به خودش و جیمین کوچولو اشاره کرد جونگکوک: منو با این فسقلی یکی میدونی؟ تهیونگ لپ همسرش رو کشید و سپس بوسه ای به وسط ابروهای گره خوردش زد تهیونگ:تو حتی گاهی
  • Banny by ana19hita
    ana19hita
    • WpView
      Reads 19,546
    • WpPart
      Parts 46
    تهیونگ وقتی داشت داخل جنگل قدم می زد یه خرگوش کوچولو پیدا کرد که زخمی شده اول قصد نداشت بهش توجه کنه اما نتونست بی خیال خرگوشک بشه....... کاپل: تهکوک
  • ııllılPežvāk📼 by mika_2005_
    mika_2005_
    • WpView
      Reads 107
    • WpPart
      Parts 2
    تو هیچ‌وقت بلند حرف نمی‌زنی، ولی من همیشه صدات رو بلند تر از بقیه می‌شنوم. ‌‌⇆ㅤ ㅤ◁ㅤ ❚❚ ㅤ▷ ㅤㅤ↻ وقتی جهان صدای خاطرات رو خاموش کرد، تهیونگ فقط یک فرکانس رو شنید؛ صدای جونگکوک. و همون صدا، تبدیل به تنها حافظه‌ای شد که ارزش جنگیدن داشت. تهیونگ، پسری که قدرت شنیداری منحصر به فردی داره و کل زندگیش حول محور این ویژگیش چیده شده، تو آخرین ترم‌های دوران دانشجوییش برای شرکت تو کلاس هاش به مشکل می‌خوره و دست به دامن گوینده پادکست مورد علاقه‌اش می‌شه تا کمکش کنه زندگی تحصیلیش رو نجات بده. اما هیچکدوم فکر نمی‌کردن در نهایت، مرگ و زندگی خاطرات گوینده پادکست به دست تهیونگ بیوفته. پسری که صدای زندگی رو بهتر از هرکسی می‌شنوه. ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌━─━──── .⋅ ♫ ⋅ ────━─━ 𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐏𝐞𝐳𝐯𝐚𝐤 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐨𝐨𝐤𝐯/𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞𝐬: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐌𝐲𝐬𝐭𝐞𝐫𝐲, 𝐒𝐨𝐜𝐢𝐚𝐥 𝐃𝐫𝐚𝐦𝐚, 𝐒𝐨𝐟𝐭 𝐒𝐜𝐢-𝐅𝐢, 𝐏𝐬𝐲𝐜𝐡𝐨𝐥𝐨𝐠𝐢𝐜𝐚𝐥 𝐃𝐫𝐚𝐦𝐚 𝐑𝐞𝐥𝐞𝐚𝐬𝐞 𝐃𝐚𝐲: 𝐒𝐚𝐭𝐮𝐫𝐝𝐚𝐲𝐬 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐭𝐞𝐧 𝐛𝐲: 𝑀𝑖𝑘ꪖ
  • •°Dordune°• by queen68333
    queen68333
    • WpView
      Reads 324
    • WpPart
      Parts 4
    Kookv : تهیونگ همیشه می‌دونست بلاخره باید به یکی از اون خواستگار هایی که از بچگی براش میومدن جواب مثبت بده ؛ اما توقع نداشت اون روز انقدر زود برسه اونم توی ۱۸ سالگیش! هر چی نباشه اون پسر رامی ، یکی از بزرگ‌ترین تاجر های عربستان بود! همه این ها به کنار ، اون قرار بود با پسر عموش ازدواج کنه کسی که توی زندگیش بیشتر از یک بار ندیده بودتش ، جئون جونگ‌کوک! Yoonmin : جیمین از بچگیش روی پسر عموش کراش داشت و دلیل این همه مخالفتش برای ازدواج فقط و فقط همین بود : پسر عموی مورد علاقه‌ش جئون یونگی! و خب چی بهتر از یه دلیل ، که اونم عروسی بردارش باشه ، برای دوباره دیدنش بعد از چند سال؟ Namjin : بدترین چیزی که می‌تونست اتفاق بیوفته همین بود . عروسی برادرش و دلیلی برای دیدار دوباره با کسی که تا چند وقت پیش نامزدش بود اما همه چیز بهم خورد نگرانی برای تهیونگش یه طرف استرسش به خاطر پسر عمو یا بهتره بگیم عشق سابقش یه طرف! ☆☆☆☆☆☆☆ •° by QUEEN °•
  • 𝗔𝗹𝗶𝘃𝗲 𝗞𝗶𝗿𝗯𝘆ᵃᵘ by KookAtTaelaxy
    KookAtTaelaxy
    • WpView
      Reads 136,812
    • WpPart
      Parts 11
    𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝘒𝘰𝘰𝘬𝘝 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦: 𝘓𝘪𝘵𝘵𝘭𝘦𝘴𝘱𝘢𝘤𝘦, 𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘍𝘭𝘶𝘧𝘧, 𝘚𝘮𝘶𝘵 تهیونگ یه بیبی بوی کیوت و لوسه که به شدت وابسته‌ی همسرش جونگ‌کوکه و به‌خاطر یک سری اتفاق که در گذشته رخ داده، از طریق استیکر‌های کیربی باهاش ارتباط برقرار می‌کنه. [𝘊𝘰𝘮𝘱𝘭𝘦𝘵𝘦𝘥 ]
  • My diary " Vkook | Completed by karotumi
    karotumi
    • WpView
      Reads 4,917
    • WpPart
      Parts 11
    خلاصه: نفس عمیقی میکشمو دفترچه خاطراتم رو باز میکنم. به صفحاتش نگاهی میکنمو لبخند تلخی میزنم. چقدر زود صفحاتش با زندگی روزمره و تلخ من پر شده بود. "تلخی از شیرینی متنفر نیست، مثل ترکیب قهوه و شکر. تو... ترکیبی از مواد تلخ و شیرینی و همین موجب شده خاص باشی، من تورو با وجود تلخ بودنت خواستم" کاپل اصلی: ویکوک. Vkook کاپل فرعی: سپ. Sope شروع: 17 اگست 2021 پایان: 22 دسامبر 2021 (بعضی از پارت هارو پابلیشش رو 2022 زده دلیلش اینه که من غلطای املاییمو تازه درست کردم وگرنه شروع و پایانش همینه)
  • Cinderella | کوکوی  by ladykoalla
    ladykoalla
    • WpView
      Reads 9,187
    • WpPart
      Parts 16
    همه‌ی سیندرلاهای دنیا بخاطر کفش‌ شیشه‌ای‌ـشونه که دوباره شاهزادشون رو می‌بینن؛ برای کیم‌تهیونگ هم همینطور بود، اما اون کفش نه‌تنها یه کفش شیشه‌ای نبود، بلکه یه جُردن آبی رنگ بود که باعث ترکیدن صورت یه آلفا شده بود. اما آخه کسی نیست بگه که چرا تهیونگ ؟ کاپل: کوکوی / یونمین ژانر: کمدی، امگاورس، درام
  • 𓂃The Mission Trap [KookV]⋱ by Veronikanoir
    Veronikanoir
    • WpView
      Reads 9,546
    • WpPart
      Parts 9
    تلـه‌ی مأمـوریت [تمام شده] ⨳ کـاپل: کوکـوی ⨳ ژانـر: امگاورس، رومنس، پلیسی، اسمات ⨳ تایپ: کوکوی 🐾خلاصـه: تهیونگ، امگای غالبی که از لحظه‌ی ورودش به پایگاه هونگان، جذب فرمانده‌ای آروم با رایحه‌ی شکلاتی می‌شه؛ کسی که برخلاف قانون طبیعتشون، جفت حقیقیش نیست. توی دنیایی که قلب گرگ‌ها فقط برای جفتشون به تلاطم میفته، این کشش نادر، تهیونگ رو گیج کرده. چی می‌شه اگه اعتراف تهیونگ درست وسط یکی از مأموریت‌هایی باشه که دارن با مرگ و زندگی دست و پنجه نرم می‌کنن؟
  • Carrot Jam [ VK OneShot ] by Veritas_98
    Veritas_98
    • WpView
      Reads 5,007
    • WpPart
      Parts 1
    + عادتش نده به مربا جونگکوک! - منو دخترم دلمون میخواد مربا بخوریم تو دخالت نکن کله هویجی! | مربای هویج 🥕 | کاپل: ویکوک / کوکوی وضعیت: وان شات
  • Red room _ yoonmin kookv by Leoo22333
    Leoo22333
    • WpView
      Reads 4,246
    • WpPart
      Parts 23
    اسلحه رو محکم روی پیشونی پسر بی جون رو به روش فشرد و باعث تکخند کوچیک پسر شد. _چیه مین؟ تردید داری؟ تمومش کن انتقامتو بگیر _تو با من همینجا میمونی.. . . . ژانر: انگست ، خشن ، اسمات ، بی دی اس ام ، جنایی کاپل: یونمین ، کوکوی (این بوک دارای صحنه های جنایی و تجاوزه اگر جنبه ندارید نخونید)