کوکوی Stories

Refine by tag:
کوکوی
WpAddkookv
WpAddتهکوک
WpAddویکوک
WpAddتهیونگ
WpAddجونگکوک
WpAddvkook
WpAddاسمات
WpAddtaekook
WpAddامگاورس
WpAddیونمین
WpAddjungkook
WpAddفیکشن
WpAddtaehyung
WpAddفیک
WpAddbts
WpAddنامجین
WpAddعاشقانه
WpAddفارسی
WpAddبی‌تی‌اس
کوکوی
WpAddkookv
WpAddتهکوک
WpAddویکوک
WpAddتهیونگ
WpAddجونگکوک
WpAddvkook
WpAddاسمات
WpAddtaekook
WpAddامگاورس
WpAddیونمین
WpAddjungkook
WpAddفیکشن
WpAddtaehyung
WpAddفیک
WpAddbts
WpAddنامجین
WpAddعاشقانه
WpAddفارسی
WpAddبی‌تی‌اس

152 Stories

  • •° doll •° by QUEEN683332
    QUEEN683332
    • WpView
      Reads 2,363
    • WpPart
      Parts 6
    پسر کوچولوی قصه ، تهیونگ از داییش که صاحب کمپانی مین بود ، بلیطی برای بازی بوکس این هفته دریافت میکنه همراه جیمین ‌، دوست صمیمیش به اون مسابقه میرن و همه چیز از اونجایی که پسر کوچولو از بوکسر معروف خوشش میاد شروع میشه ! :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: •° by QUEEN •°
  • 𝑭𝒐𝒓 𝒀𝒐𝒖 ᵏᵒᵒᵏᵛ ᵃᵘ by AlHphBA
    AlHphBA
    • WpView
      Reads 99,698
    • WpPart
      Parts 19
    [Completed] خلاصه: تهیونگ، دانشجوی فعال و سرزنده‌ی ترم آخر رشته‌ی نقاشی، مدتی بود که از پسر ساکت و آروم ترم پایینی رشته‌ی موسیقی خوشش اومده بود. چیزی تا پایان سال‌های دانشجوییش باقی نمونده بود، باید شانسش رو امتحان و بهش اعتراف می‌کرد؛ خوش‌شانس بود یا بدشانس؟ آیا این احساس، همون عشقی بود که همیشه به انتظارش نشسته بود؟ هیچ‌کس از آینده با خبر نیست، تهیونگ هم از این قاعده مستثنی نبود. این شروع اتفاق‌های خوب بود یا نوید دهنده‌ی روزهای سخت و تاریک؟ •کوکوی ایو •رمنس، انگست، اسمات Wr: Hb
  • born in Atlantis | Kookv by marcoroom
    marcoroom
    • WpView
      Reads 357
    • WpPart
      Parts 3
    《متولد شده در آتلانتیس》 پسری که مدت هاست خواب های شاهزاده آتلانتیسو متعلق به خودش کرده، تنها دلیل سرعت گرفتن ضربان‌های قلب ناامیدشه. کاپل: کوکوی/ ویکوک ساب کاپل : -؟- ژانر: ماجراجویی ، فانتزی ، اسمات ، کمدی ، رمنس ، تخیلی نویسنده : مارکو وضعیت : درحال اپ
  • my wolf🐺 by Lilyrobersonmira
    Lilyrobersonmira
    • WpView
      Reads 1,122
    • WpPart
      Parts 7
    متوقف شده⭕️ جئون جونگ‌کوک یه سلطان بی‌قید و شرطه، رهبر پک الفا ها که از شهر کوچیکشون مراقبت میکنه.‌ یه آلفای سایه‌دار که با دندون و پنجه حکومت می‌کنه. هر کی جلودارش وایسه، یا باید بمیره یا زانو بزنه. تنها موجودی که جرئت داره به قلمرو خصوصی‌اش وارد بشه، کیم تهیونگِ امگاست؛ یه شاهکار ظریف و معصوم که انگار از یه دنیای دیگه اومده تا با مرهم‌های دستش، هیولای درون جونگ‌کوک رو آروم کنه. این نزدیکی لعنتی، یه آتش زیر خاکستر ایجاد کرده؛ جونگ‌کوک داره به مرز جنون می‌رسه، چون حالا هر تار موی تهیونگ براش از کل پک عزیزتره. 💬 Blurb: اون آلفای قبیله‌ست، سرد، مغرور و همیشه فرمانده. من؟ یه امگای معمولی‌ام، فقط برای درمان و خدمت اینجام. هیچ‌وقت نباید چشم تو چشمش می‌شدم... ولی شدم. هر نگاهش یه تهدید بود، هر لمسش یه اشتباه‌. من عاشقش شدم. Blurb: تو قلمروی گرگ‌ها، آلفا ها با امگایی که سرنوشت براشون انتخاب میکنه جفت میشن نه با امگایی خودشون انتخاب می‌کنن. ... تهیونگ: و-ولی... جونگ‌کوک: "بوی خوشبختیت داره خفه‌ام می‌کنه، کیم. تو فکر می‌کنی این ناله‌ها رو کسی نمی‌شنوه؟ گوش کن، این یه اخطاره: تو مال منی، چه بخوای، چه نخوای، چه اون پیرمرد کثیف بخواد. اگه یه بار دیگه ببینم با اون چشمات به جای دیگه‌ای نگاه می‌کنی، کار
  • Bamzi  / بــامــزی  by mahta_a_kh
    mahta_a_kh
    • WpView
      Reads 15,004
    • WpPart
      Parts 12
    اگه عاشق تصور کردن ویکــوک در نقش پــدر هستی، اصلا بامــزی رو از دست نده فیکشــن: بــامــزی BAMZI کاپــل: ویـکـوکــ VKOOK ژانـر: رمنــس❤️، فلــاف، اسمــات،درام نویسنـده: مهتــا ═════════════════════════ کی فکرش رو میکرد که تنها وارث شرکت بین المللی GOC که در تولید چرم حرف اول رو میزنه،عاشق جونگکوک؛پسرِ باغبونشون بشه و به همراهش از خونه فرار کنه و حتی سالها بعد باهمدیگه صاحب بچه بشن؟! جونگکوک چطور میتونه پیرمردی رو از همسرش جدا کنه که حتی روی رابطه جنسی بین نوه اش و جونگکوک قدرت و اختیار داره و تهیونگ رو وادار میکنه تا به میل خودش با کوک خشن رفتار کنه؟ با من همراه شو تا جواب تمام سوالاتت رو بگیری و همچنین یه فیکشن کیوت و درام بخونی که امپرگ نیست اما خانواده کیم رو با وجود یه بچه کامل میکنه خــلاصــه: تهیونگ: تنها میرم! جونگکوک:چرا؟ تهیونگ با شیطنت کالسکه پسرشون؛ جیمین رو رها کرد تا جونگکوک، اون رو به جاش بگیره تهیونگ: چون دیدن یه سری صحنه ها برای کودکان ممنوعه! جونگکوک تکخند ناباورانه ای زد و به خودش و جیمین کوچولو اشاره کرد جونگکوک: منو با این فسقلی یکی میدونی؟ تهیونگ لپ همسرش رو کشید و سپس بوسه ای به وسط ابروهای گره خوردش زد تهیونگ:تو حتی گاهی
  • 🔴Red Room🔴 by Mandana654
    Mandana654
    • WpView
      Reads 307
    • WpPart
      Parts 1
    در میان هیاهوی شهر، در میان دل مردگی ها و سردرگمی ها فقط آنجاست که گوشی برای شنیدن حرف دل ها هست. از بین شلوغی پر صدای شهر، همین‌جاست که زمانه با پوست و استخوان درک می‌کند تلخی خاطرات سیاه افراد را. همینجاست آدمی که به حرف دل مردم گوش میسپارد و با جان دل اثر آن زخم ها را کم تر و در نهایت جای مانده ی آن را بهبود میبخشد. پارک جیمین روانشناس و روان پزشک برجسته کره قصد دارد به تهیونگ کمک کند تا بتونه به زندگی عادیش برگرده اما در این راه با مشکلاتی رو به رو میشه که..... ژانر: رومنس، روانشناسی، طنز، روزمرگی کاپل اصلی: ویمین، نامجین فرعی: ویکوک، کوکوی #vmin #namjin #vkook #kookv
  • Apple Blossom| شکوفه سیب by Reymeraa
    Reymeraa
    • WpView
      Reads 252
    • WpPart
      Parts 10
    بخوام صادق باشم از اعماق وجودم دوست دارم برگردم زمانی که توی ایستگاه اتوبوس منتظر رسیدن اتوبوس بودم تا مثل همیشه به کلاس زبان فرانسه‌ام برم. شاید برای تو سوال بشه که چرا میخوام به اون زمان برگردم؟ چون دقیقا قبل از ساعت ۱۴:۱۳ دقیقه توی روز ۱۲‌ام اکتبر سال ۲۰۱۳ و دقیقا قبل از اینکه جلوی من زمین بخوری و شلوار جین ابی‌ای که خواهرت از آمریکا فرستاده بود پاره بشه و مثل بچه‌های ۱۲ ساله بخاطرش بغض کنی و با چشمای نیمه خیس وسایلت که ریخته بود زمین رو جمع کنی، من یه مرد ۲۴ ساله عادی بودم که قرار بود تا ۶ ماه اینده از این کشور لعنت شده برای همیشه بره و به هدفی که در نوجوانی میخواست، برسه تا بلاخره بتونه رویای مادرش رو برآورده کنه. اما تو، با اون چشم‌های براق و انگشت هایی‌ که از سرما یخ زده بودن و ژاکت بافت ساده‌ای که پوشیده بودی و عاجزانه وسایلت رو از روی زمین جمع میکردی، تمام ورق‌های نوشته شده از کتاب زندگیم رو پاره کردی، و همه چیز رو دوباره متولد کردی و ساختی شکوفه سیب. کاپل: ویکوک ژانر: درام، انگست، هاناهاکی، روزمره، رومنس.
  • corruption by cookie1485
    cookie1485
    • WpView
      Reads 194
    • WpPart
      Parts 1
    خوب، بد سفید، سیاه هیرو، ویلن فرشته، شیطان همیشه همین بوده؛ خوب در برابر بد، سفید در برابر سیاه، قهرمان در برابر ویلن، فرشته در برابر شیطان... اما...همیشه استثنا وجود داره؛ خوب، همیشه خوب نیست، سفید، خاکستریه، ایندفعه، قهرمان حاضر نیست عشقش رو برای مردم فدا کنه، فرشته، از آسمون سقوط کرده... •••• نام: فساد کاپل: کوکوی، ویکوک [ورس] ژانر: مافیا - پلیسی - اسمات - اکشن - رومانتیک(عاشقانه) - ورس **هپی‌اند** داستان از قبل نوشته شده و به اتمام رسیده و در روز های مشخص آپ میشه پس با خیال راحت بخونیدش روز های آپ: --- [فیک درحال نوشتنه و هنوز به اتمام نرسیده که من بخوام آپ کنم، خوشحال میشم اگر فساد رو به لایبریتون اضافه کنید تا وقتی آپ شد با خبر بشید~]
  • Go Master / KookV  by mahta_a_kh
    mahta_a_kh
    • WpView
      Reads 13,980
    • WpPart
      Parts 10
    ژانر مافیایی با داستانی جذاب که نفس توی سینه حبس میکنه خلاصه جونگکوک طی یک اشتباه با کوچکترین پسر رئیس مافیا که به اختلال مازوخیست مبتلاست، میخوابه و باعث میشه تا تهیونگ در حین رابطه جنسی آسیب ببینه سرنوشت جونگکوک به دستای پدر خشنی میفته که جز تهیونگ،هیچ نقطه ضعفی نداره
    +16 more
  • Is he good or evil? by ana19hita
    ana19hita
    • WpView
      Reads 61
    • WpPart
      Parts 5
    تهیونگ یک نویسنده مانگاست . برای نوشتند داستان جدیدش به مشکل خورده. چی میشه که کاراکترهای بیرون داستان مانگا با تهیونگ روبرو بشه. کاپل: تهکوک کاپل های دیگر: هوپمین،نامجین کوکوی
  • красивая ложь by tyuvrji
    tyuvrji
    • WpView
      Reads 312
    • WpPart
      Parts 1
    《ج..جونگکوکا》 +منو نگاه کن خواهش میکنم،از پیشم نرو التماست میکنم ولی جونگکوک بدونِ ذره ای توجه به تهیونگی که داشت با لرز و فسره صحبت میکرد،با پوشوندنِ صورتش سعی کرد با سریع ترین حالتِ ممکن اون مکان رو ترک کنه،اما مگه اون تیله های مشکیِ خوشرنگ بهش این اجازه رو میدادن؟ اون چشما،همون چشمایی که یک روزی با تمومِ وجود اونها رو میپَرستید،حالا خیس از اشک شده بودن و همین ، دلیلی به روی هزاران دلیلِ دیگه اش شده بود تا زود تر اون فضا رو ترک کنه سعی کرد بره اما تمومِ این ها تا قبل از این بود که دست های سفید ، کشیده و صدالبته ظریفِ تهیونگ به روی بازو های بزرگ و همچنين عضلانیِ جونگکوک بشینه و سعی بکنه که اون رو از رفتن مُنصرف کنه +صبر کن فقط بگو من چه کاری کردم؟به من بگو،مگه..مگه نمیگفتی من عزیزترینتَم؟چطور میتونی این کارو با من بکنی؟هاه؟بگو تهیونگ جمله ی آخرش رو با درد فریاد زد که اون فریاد زخمی به روی قلبِ ناتوان و درمانده ی جونگکوک شد _من متأسفم ستاره ی شبم جونگکوک به آرومی این جمله رو از ته دلش بیان کرد که البته میشه گفت زمزمه کرد ،به طوری که مطمئن نبود به جزء خودش کسی اون رو شنیده باشه
  • "Impossible "  by Isabellll88
    Isabellll88
    • WpView
      Reads 1,047
    • WpPart
      Parts 4
    " جفت بودن دو امگا!! مگه میشه؟ " انگار سرنوشت قراره چیز های جدیدی نشون بده داستانی متفاوت * این یک مینی فیک کاملا سوییت است و قرار نیست اتفاق خاصی در ان رخ بدهد * KookV Gener: omegavers, mpreg, smut...... اولین کار منه خوشحال میشم بخونیدش! تایم اپ: هر وقت نوشتم
  • 𝐅𝐮𝐜𝐤𝐢𝐧𝐠 �𝐒𝐩𝐞𝐫𝐦2 by Hooram1
    Hooram1
    • WpView
      Reads 66,642
    • WpPart
      Parts 15
    کاپل اصلی : کوکوی کاپل فرعی : یونمین ژانر : خوناشام ، خشن ، امپرگ هپی اند به اتمام رسیده!
  • I Miss You [OneShot] by Kim_Lunali
    Kim_Lunali
    • WpView
      Reads 218
    • WpPart
      Parts 1
    "وانشات" _پنج ماه، سه روز، هجده ساعت، چهل‌وهشت دقیقه و سی ثانیه‌ست، اوه الان شد سی‌و‌یک ثانیه که بغلِت رو ندارم. _منم پنج ماه، سه روز، هجده ساعت، چهل‌وهشت دقیقه و سی‌وهشت ثانیه‌ست، نبوسیدمت.
  • کرم کتاب  by alexavander95
    alexavander95
    • WpView
      Reads 2,662
    • WpPart
      Parts 1
    +ته من شق کردم _به چه دلیل فاکی؟؟؟؟ _______________ +چرا من با توی استریت رفیق شدم؟ _وقتی فهمیدی بهم بگو تا دلیلش و از بین ببرم
  • The Curse Of Death by alexagraham5
    alexagraham5
    • WpView
      Reads 1,641
    • WpPart
      Parts 3
    چی میشه اگه تهیونگ یه خونه متروکه بخره که خیلی عجیب و ترسناکه؟! و چی میشه اگه جونگ کوک صاحب این خونه عجیب و ترسناک باشه که بیشتر از هزار سال عمرشه؟! ژانر: ترسناک، معمایی، عاشقانه، اسمات، خون آشامی
  • 𝑻𝒉𝒆 𝒔𝒄𝒖𝒍𝒑𝒕𝒆𝒅 𝒗𝒊𝒄𝒕𝒊𝒎 by Meloni_vkook17
    Meloni_vkook17
    • WpView
      Reads 26
    • WpPart
      Parts 2
    •قربانیِ تراشیده شده• عشقش آتشی بود با وعده‌ی گرما؛اما تنها خاکستر به‌جا می‌گذاشت. هر گام به سوی او، تکه‌ای از جانم را به باد می‌سپرد. لبخندش، مرگِ آرام بود و سکوتش، باززنده شدن در تباهی. و در پایان دانستم؛ نه مرا، که فروپاشی‌ام را دوست می‌داشت. ____ _اشتباهت همین بود؛عشق من گرما نمیداد،تنها میسوزوند و تو زیباتر شدی در شعله‌هایش. _و حالا که سوخته‌ام؟چی مونده از من جز خاکستر کیم؟ ------- •Couple:vkook,secret Genre:Romance,smut,angset, حقوقی,جنایی •Writer:Meloni
  • 🕯Sweet Blood🕯[Kookv] by aysallll
    aysallll
    • WpView
      Reads 27,292
    • WpPart
      Parts 9
    《خونِ شیرین🕯》 این داستانی تخیلیه که توش موجوداتی انسان نما با بال های سیاه یا سفید بر طبق نژادشون نسبت به انسان های معمولی ژن با ارزش تری دارند...این موجودات علاوه بر قدرت پرواز کردن قدرت مبارزه ی همزمان با هزار انسان رو دارن و به همین دلیل هیچ انسانی جرئت نداره با همچین ابر انسان هایی درگیر بشن... دو نژاد از این موجودات تو این دنیای خیالی وجود داره...نژاد جنگجوی سفید که برخلاف قدرتمند بودنشون عاشق انسان ها هستن و بهشون کمک میکنن ولی جنگجوی سیاه...میشه گفت حتی نصف تعداد جمعیت کوچیکترین شهر در جهانم نیستن...همچنین اونها دشمن ژن مخالفشون هستن اما به نظرتون سرنوشت پسری معصوم که یکی از این موجوداتو ملاقات میکنه چی میشه؟؟ کاپل : کوکوی ، سپمین ژانر : تخیلی ، اسمات ، درام ، امپرگ ، BDSM ، هپی اند ، رومنس ، راز آلود وضعیت : ❌متوقف شده❌(زمان اپ مشخص نیست)