and when I felt like I was an old cardigan under someone's bed
و زمانی که من احساس کردم یه ژاکت قدیمی زیر تخت یه نفرم
You put me on and said I was your favorite .
تو من رو پوشیدی و گفتی ( ژاکت ) مورد علاقتم .
