2

831 183 11
                                    

باید خودمونو اماده میکردیم.....بعد از نهار مفصلی که ترتیب داده بودن هر کس رفت جایی که کسی نباشه تا لباسای مهمونیرو بپوشه.
سعی کردم بفهمم هری کجاس تا بدونم چی پوشیده اما پیداش نکردم..بیخیالش شدم و برگشتم سمت خوابگاه...با اسپل جدید که یاد گرفته بودم خودمو از نگاه بقیه مخفی کردم و لباسامو پوشیدم....یه کت و شلوار مشکی با پیرهن سفید پوشیدم....ساده و شیک
راهی قسمت پایینی قلعه شدم....چراغها و اویزای واقعا قشنگی کل سالنو پر کرده بود...
گوشه های سالن میزای طولانی با روکش سبز و طلایی بود و روشونم پر از خوراکی و نوشیدنی...
هیچکسو نمیشناختم وهیچ سرنخی از کاری که میخواستم بکنم نداشتم!
رفتم سمت میز و یه نوشیدنی بره خودم ریختم
سعی کردم از اهنگ لذت ببرم...
can,t live without me...
you wanna but you can,t
think it is funny but honey
i can feel my body shape
let me show you how a queen behaves...
بعد از چند دقیقه یه دختر با لباس صورتی و مشکی کوتاه با کفشای پاشنه بلند صورتی اومد سمتم و درخواست رقص کرد....نه من میشناختمش نه اون منو میشناخت پس باهاش وارد جمع شدم و سعی کردم هر چی رقص بلدم رو کنم...
بعد از یه ربع رقصیدن و خوشگذرونی از دختره خدافظی کردم و برگشتم سر جای قبلیم
با نگام همرو زیر نظر داشتم ولی حتی نمیتونستم حدس بزنم کدومشون هریه...
خیلی دوس داشتم هری جزو اون پسرایی باشه که تنها یه گوشه وایساده و با دخترا گرم نگرفته!
گشتن فایده نداشت فقط داشتم وقتمو تلف میکردم....خواستم برم یه سمت دیگه که یه پسر تقریبا قد کوتاهی اومد سمتم
+اممم....سلام
-سلام...
+میشه اسمتو بهم بگی؟
-متاسفم...نمیتونم اینکارو بکنم
+باشه اشکالی نداره...جایی که نمیخواستی بری؟
-نه...
+خوبه نظرت درمورد یه نوشیدنی چیه؟
-خوبه...
+حواسم بهت بود...چرا تنهایی؟
-هیچ سرنخی از اینکه باید با کی باشم ندارم...
+نظرت چیه با هم بریم؟
-جدی؟
+اره منم مثل تو تنهام و ازت یجورایی خوشم اومده
-فک نکنم مشکلی داشته باشه
من که هری رو پیدا نکردم و با کس خاصی ام نبودم پس چرا باید قبول نمیکردم...
منتظر آهنگ مناسبی بودیم تا با هم وارد جمع بشیم
count one to three
don,t you start the music and
don,t you dance with me
find the place and loose you
don,t you dance with me...
we gotta loose it....loose it
loose it
اهنگ اولو با فاصله از هم و فقط با حرکت دادن بدنمون گذشت...پسر پایه ای بود و کل اهنگو باهام همخونی کرد و لحظه ای از رقصش جا نموند...
بین اهنگ اول دو دوم فاصله ای نبود...
i get overwhelmed  so easily
my enxiety
creeps inside of me
makes it hard to breathe
words come over me
feels like i,m sombody else...
ریتم اهنگ دوم تند تر بود و مجبورمون کرد نزدیک تر شیم و تند تر برقصیم....جمعیت زیاد شده بود  و همه بهم چسبیده بودیم ولی خیلی تلاش میکردم فاصلمو باهاش حفظ کنم ...هر بار که اتفاقی لمسش میکردم یه حسی بهم دست میداد که دوسش داشتم ولی باید عکس العملی نشون نمیدادم
you got me  feeling diamon rich
nothing on this planet compares to it
don,t you agree?
don,t you agree?
lets get physical...
این اهنگ جفتمونو اتیشی کرده بود پس جفتمون بیخیال حد  و مرزا و خجالت شدیم و دیوونه وار میرقصیدیم...مهم نبود که همو لمس میکردیم چون به جفتمون حس خوبی میداد دستشو گرفتم
انگشتامو بین انگشتاش چفت کردم و به حرکت در میاوردمش....میچرخوندمش و اخرم بعد از چرخیدن پشت سر هم و طولانی سرش گیج میرفت و میفتاد تو بغلم....اینبار خیلی سرش گیج رفته بود ...بیشتر موند تو بغلم  و وقتی دستاش صورتمو لمس کرد فقط بی توجه به همه چیز دستشو بوسیدم....تعجب کرده بود ولی من عادی بودم اون نمیدونست من کیم...من نمیدونستم اون کیه ....اون پسر بهم حس خوبی میداد...دوس داشتم اونکارو بکم....میتونستم هرکاری دلم میخواد بکنم پس اون اتفاق برام عادی بود
ولی اون برعکس من تعجب کرده بود...خودشو از تو بغلم کشوند بیرون و ازم دور شد....رفت و من بین جمعیت گمش کردم
خیره به جمعیتی که هر لحظه بیشتر و بیشتر میشدن بودم و به اتفاقایی که تو همین چند ثانیه پیش افتادن فکر میکردم....
حالا افکارم نسبت به هری منطقی میشه
من همیشه نسبت به پسرا حساس تر از دخترام...
اینم که از امشب...خوب شد نبوسیدمش =)
کلافه رفتم سمت بالکن تا هوایی بخوره به  سرم و از این فکرا بیام بیرون..

Can I have this dance?|drarryWhere stories live. Discover now