Select All
  • 'Psychological Play'【taejin】
    3K 603 18

    "نترس" با صدای آرومی زمزمه کرد، "چشمهات رو ببند، فقط تاریکی رو ببین." شاید چیزی که می خواستم فقط دیدن تاریکی نبود. تجربه کردن تاریکی به طور مستقیم بود. ▪︎Genre▪︎ Romance| Smut. Taejin♥︎

    Completed  
  • illicit affairs
    304 40 1

    وانشات / کوکجین 85 در صد سد اند من رو بچه ( کوچولو ) صدا نزن . به من عزیزم نگو . به این آشفتگی خدادادی که من رو بهش تبدیل کردی نگاه کن . تو به من رنگ هایی رو نشون دادی که من با هیچ کس دیگه ای نمیتونم ببینم . من رو بچه صدا نزن . بهمن عزیزم نگو . به این احمقی که از من ساختی نگاه کن . تو به من زبان پنهانی رو یاد دادی...

    Completed   Mature
  • My Dangerous Love ❤
    364 98 2

    عشق؟! کاش به اندازه ی واقعی کلمه ی عشق زیبا بود. تهیونگ من،خرس کوچولوی من! روز ها و شب های سختی رو پشت سر گذاشتیم و من با عذاب کشیدنت قطره قطره آب شدم. تهیونگ من! لطفا مراقب خودت باش دیگه نمیخوام مثل قبل رنجور ببینمت هر چند فراموش کردی اما... دوستت دارم حتی اگر به دست فراموشی پسپاریم! "جین" +++ کاپل "تهجین" انگست ،درا...

    Completed  
  • Magical Vacation|taejin
    19.1K 2.3K 18

    [Complete] تنفر!!! مسخرست.....چون حسم به تو از نفرت هم بیشتره.... تو نفرت انگیز ترین موجود جهانی......از کی فهمیدم؟؟....از بچگیم...از وقتی شناختمت ازت متنفر بودم....از وقتی خودم رو شناختم، از تو متنفر بودم.... تو خوشی های زندگیمو ازم گرفتی و الان زمانه انتقامه.... رو قلبت قمار کردم!!! از قلبت نابودت میکنم!!!! (مینی فی...

    Completed  
  • 𝖫𝗈𝗏𝖾 𝖲𝖳𝖮𝖱𝖸
    12.1K 1.5K 9

    Our time is up.. Your eyes are shut...! ───────────── Couples: Friendships Genre: angust Writer: OpalDie -Complited.

    Completed  
  • Bad Deal
    15.4K 3.2K 35

    𓂃Bad Deal 𓂃Genres: Mystery, Romance, School life, Angst باد سردی می وزید، جسم بی جون و خونیش تو بغلم میلرزید، اشکام روی صورتش میرختند و صدای سرفه های بی وقفم کل اون صحرای تاریک رو گرفته بود، من باید چیکار میکردم؟ مثل دیوونه ها دوباره به سمتون اومد، از جام بلند شدم، دیگه نمیزاشتم اون پسر آسیب ببینه! اسمم رو فریاد زد ...

  • A Monster's Heart
    280K 31.7K 98

    +"نمیدونم چی شد.... دیدمت، متنفر شدم.شناختمت، عاشق شدم. مگه بین دیدن و شناختنت چقدر فاصله بود؟چقدر فاصله بود که اینطور آشوبم کرد..؟" -"چرا پا گذاشتی تو زندگیم؟چرا یهو پیدات شد و زیر و روم کردی؟ من فقط فرشته ی عذابت بودم؛ چرا اومدی و فرشته ی نجاتم شدی..؟" <><><><><><> قلب یک هیولا، حکا...

    Completed