my dads and my Lover
زندگی با دوتا بابا که از کراشت خبر دارن و همش دوستت که یه زندگی شاد داره رو تو سرت میکوبونن خیلی فاکداپه ! Couple: vkook . Yeonbin. Yoonmin. Hyunlix. Namjin. Minsung Writer: vitan
زندگی با دوتا بابا که از کراشت خبر دارن و همش دوستت که یه زندگی شاد داره رو تو سرت میکوبونن خیلی فاکداپه ! Couple: vkook . Yeonbin. Yoonmin. Hyunlix. Namjin. Minsung Writer: vitan
روزی روزگاری یه خانواده داشتیم کاپل: چانگلیکس، چانهو، هیونین، سونگ سونگ ژانر: کمدی، فلاف، روزمره
[جونگ کوک و تهیونگ توی بزرگ ترین شهر بازی سئول کار میکنند.] _جونگ کوک فروشنده در فروشگاه شهربازی. _تهیونگ بلیط فروش شهربازی. - جونگ کوک برای کار به پایتخت کشورشان می آید و در خونه ای که یادگاری پدرش است زندگی میکند . مرور زمان باعث میشود دیگه همکار نباشند بلکه... 🎗قسمتی از فیک: تهیونگ دستاشو آروم روی چشم جونگ کوک گذا...
سال 1985 یک جزیره، یک اشتباه، یک سفر... فرانسه و خیابان شانزلیزهاش، انگلستان و چای عطرش که مایل ها باهم فاصله دارند... پسری توی آپارتمان کوچک نزدیک میدان ترافالگار با دفتر خاطراتش و پسری بالای پشت بوم ساختمون قدیمی نزدیک ایفل منتظر ناجی از دست رفتهاش... _______ - من همه رو از خودم رنجوندم، تو رو هم رنجوندم. دیگه...
"و نه عزیزِ من، نه. من سی و هشت سال پیش در آلمان متولد نشدم. من توی بغل هیچ پرستاری و در هیچ خونهی اعیانیای به دنیا نیومدم. محل تولد من همینجاست، این اردوگاه نفرین شده، اینجایی که تو دستهای لرزانت رو دورم میپیچی... و بهم این توانایی رو میدی که با دیدنت، هر لحظه و هر ثانیه، بمیرم و یکبارِ دیگه متولد بشم..." [KAIHU...
•┈┈┈•┈┈┈•┈┈┈• + این یه عملیات بچه دزدیه ! × اوه یهه چه هیجان انگیز ، حالا قراره کجا بریم ؟ _ قراره سوار وَن من بشیم و بعدش- × برو به مک دونالد ! اوه پسر من تاحالا هیچ وقت اونجا نرفتم!! + وایسا ببینم ! _ تو هیچ وقت اونجا نرفتی ؟؟! × نه من حتی تاحالا بیرونم نرفتم ، اون بیرون چه شکلیه ؟؟ + پس تو تمام عمرت توی اون خو...
[] Completed [] •• - " من مجانی برات مسابقه نمیدم کیم تهیونگ! باید در ازای بدهکاریای تو به اون هیوک عوضی یه چیزی هم نصیب خودم بشه ، درست نمیگم؟!" - "من...من چیزی ندارم که بهت بدم جانگکوک..." - " اشتباه نکن! تو خودتو داری! " •• Kookv 🔞 •• - " میخوای بگی که همه عمرت رو توی یه گاراژ گذرونده بودی؟! " - " یونگی هیونگ...
"کوک... رونای تو واقعا بزرگن!" ببر هایبرید بدون هیچ خجالتی اینو گفت و به خرگوش کوچولویی که داشت هویجش رو میخورد خیره شد. پسرک با چشمای درشت شده اش پرسید"هیونگی میدونی چی بزرگتره؟" پسر بزرگتر تلاش کرد تا افکار منفیش رو کنار بزنه. اون میدونست که بانیش معصوم تر از این حرفاست... "چی بزرگ تره جونگکوکی؟" پسرکوچکتر هیجان...
𝙁𝙖𝙣𝙩𝙖𝙨𝙮 - 𝙎𝙘𝙝𝙤𝙤𝙡 𝙇𝙞𝙛𝙚 - 𝘼𝙣𝙜𝙨𝙩 𝗞𝗢𝗢𝗞𝗩 زیباترین مخلوق خدا درخواست انسان شدن کرد و برای تبدیل شدن به یک انسان باید نود و نه روز هویت اصلیش رو مخفی نگه میداشت. نباید بیشتر از سه نفر از ماهیتش با خبر میشدن اما درست در روز اولی که بین انسان بود، یک نفر رازش رو فهمید و مجبور شد باهاش یک پیوند ببن...
پلومریا یا فرانگی پانی نام درختچه یا درخت کوچک گلدار همیشه سبز است، زمان شکوفایی این گل طولانی بوده و پر عطر است، از اسانس آن برای تولید عطر و موادی طبی با خواصی آرامش بخش و تسکیندهنده استفاده میشود. جئون جونگ کوک بعد از مدت ها تلاش موفق میشه نمایشگاه نقاشیش رو راه بندازه که با استقبال خوبی هم مواجه میشه. بعد از پای...
ماجرای تئو پسر فرانسوی و ارمیا که ی پسر ایرانی هستش و تازه به فرانسه اومده و توی کالج ی شهر کوچیک با تئو آشنا میشه😍 ژانر:عاشقانه،گی زمان آپ:نامشخص #love=1⭐ #lgbt=1⭐
[متوقف شده] جونگکوک و تهیونگ یه کاپل معروفن ، یه چنل یوتیوب به اسم TJ family دارن که توش همدیگه رو پرنک میکنن و ویدیو کاپلی اپلود میکنن... کامنت کنین "تیم جی کی" یا "تیم ته" Couple: Kookv Genre: youtube, intsagram
نامه ی مهم افسر کیم تهیونگ، سرهنگ جانگ هوسوک رو به اون بندرگاه کوچیک و بار "پیول" می رسونه. اما هوسوک هیچ ایده ای نداشت که بارمن اون بار، مین یونگی، قراره معادلات ذهنیش رو بهم بریزه..! ~داستانی دیگر از شهر ساحلی همیشه شلوغ و پر هیاهو~ **این داستان بخش دوم The last sunflower vkook محسوب میشه، اما شخصیت های اصلی اون متف...
چطور انقدر زیبایی؟ 💛 جانگ هوسوک، وکیل پایه یک دادگستری، پس از متهم شدن موکل یا همان دوست صمیمیاش به دنبال انتقام از دادستان خبره و مشهور پرونده مین یونگی میفتد که زمانی ستایشش میکرد اما... ⚖️🧡 ووت و نظر یادتون نره^^ ووت های بچم کمه :( کاپل : سپ ژانر: romance - mystery - criminal
آیا از شیپ های تکراری خسته شدید؟ آیا دنبال تنوع هستید؟ آیا به کون همه چشم دارید؟ نگران نباشین من اینجام که مشکلتونو حل کنم. قراره تو این ورژن سم آباد بریم تو دنیای دیزنی. پسرامونو جای پرنسس ها تصور کنیم و مسموم بشیم. از همه بوی گروپ ها ممکنه سناریو سمی تو قالب دیزنی ، اثر های کلاسیک ، انیمه ، مانگا و هر چیز دیگ بدم...
دستشو گرفتم و کشیدم ، مثل یه عروسک خیمه شب بازی کشیده شد طرفم . اولین باری نبود که این صحنه رو میدیدم. یادم میاد وقتی که احساسات یک رقاصو گرفتم برای اینکه درک کنم رقصیدن چه احساسی داره با بدن بی احساسش با احساسات خودش رقصیدم. **************************************** Genre : fantasy , drama Cou...
تهیون: "فکر می کردم اون روز گندترین روز زندگی منه و قراره بدتر به گند کشیده بشه پس چطور بعد از اون همه اتفاق مزخرف و احمقانه و هزارتا بلا و بد شانسی یهو حس کردم اون بهشت خوش شانسی منه؟" ⫘⫘⫘⫘⫘⫘⫘⫘⫘⫘⫘⫘⫘⫘⫘⫘ فیکشن: بهشت خوش شانسی- کاپل: تهگیو - یونبین- ژانر: رومنس - اسمات - کمدی- 🏷: Manhwa lucky paradise 📕,lucky par...
شاید کیم تهیونگ اونی نباشه که همه فکر کنن ولی ورود دکتر جئون معروف هانول به زندگیش چطور؟! -تاریک ترین چیزی که میتونی بهش فکر کنی چیه؟ +شاید این که دیگه قلبم واست نتپه! کاپل:ویکوک. یونمین... ژانر:کمدی، درام، اسمات،هپی اند *لطفا اگه قراره تو پارتای اسمات بگین چقدر باز نوشتی ازتون عاجزانه تقاضا دارم که شروعش نکنین*
[چت استوری✌︎] همه چی از اونجا شروع شد که جونگکوک برای تهیونگ اشتباهی عکس برهنه فرستاد و قلب(دیکشو بگم بهتر نی؟-_-) تهیونگ رو به تپش میندازه ولی چی میشه اگه اینجا جونگکوک با جیمین تو رابطه باشه و حتی ندونه عشق واقعی چیه ؟! Couple : ویکوک Up time : تموم شده شروع : چهارشنبه ۲ تیر پایان : جمعه ۱۴ آبان
- اسم بابابزرگت چیه؟ + کیم تهیونگ... آقای کیم الان دیگه پدربزرگ شده. پسرش انگار فراموشش کرده و نوهش بعد از سالها قراره یه هفته پیشش بمونه و چی بهتر از این که توی این مدت براش داستان عشق اولش و اون پسرِ خرگوشی رو تعریف کنه؟ این فیک حول محور خاطرات گذشته و اتفاقاتی در حال که به همون خاطرات مربوط میشن میچرخه و داستا...
عه وری متفاوت استوری ،عه پیور لجندری لاو بیت وین عن عیگل (ای کی ای سایمون) و عه کبوتر (ای کی ای لویی) . 🕊️💛💙🦅 Warnings ⚠️: chendesh content. Don't fall in love with simon, he's taken .
🐯My little love🐰 عشق کوچک من🐇🌈 ✺✺✺ 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝒌𝒐𝒐𝒌𝒗 𝑺𝒊𝒅𝒆 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝒚𝒐𝒐𝒏𝒎𝒊𝒏 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝒓𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆_𝒄𝒐𝒎𝒆𝒅𝒚_𝒉𝒚𝒃𝒓𝒊𝒅_𝒇𝒍𝒖𝒇𝒇_𝒔𝒎𝒖𝒕_𝒎𝒑𝒓𝒆𝒈 مهدکودک هایبریدی که جونگکوک کوچولو میاد اونجا و با هایبرید ببری آشنا میشه .. اما اشنایشون چجوریه؟! 𝑭𝒊𝒏𝒊𝒔𝒉𝒆𝒅 𝑩𝒚:𝑲𝒊𝒎-𝑨�...
نام رمان : Автор любви نویسنده عشق ( کامل شده ) نویسنده : Queen ژانر : امگاورس / اسمات/ | کاپل: vkook « هپی انده » ******************* قسمت هایی از رمان ************************ تهیونگ : من جفت تو ام من پدر اون بچم نه اون جفت لعنتیت ! کوکی : بعد اون اتفاق بعد پنج سال شدی جفتم ؟!چه شوخی بامزه ای ! تو جفت من نیستی...
I LOVE MY HUSBAND: جونگکوک بعد از مرگ خواهرش انتظار هر چیزی رو داشت جز اینکه خانوادش بهش بگن باید با خواهر شوهرش یعنی کیم تهیونگ ازدواج کنه.... :فان،رومنس،انگست،درام کاپلز:ویکوک،نامجین، سپ زمان اپ:زود زود اگه کامنت بزارید😂
فیکشن آقای من🥀 ▪︎جونگکوک: "زیاده روی کن آجوشی من عاشق زیاده روی هاتم!"🐰 ▪︎تهیونگ: "تو یه سازی اسمتو میذارم کُ... از پایین مینوازمت از این بالا ملودیت رو استخراج کن!"🐯 •ممنوعه ای در دل #عشق و #خیانت 🤍↯ #MyAjjussi 🥀 - -Couple: TaeKOok 🌙 -Author: -Smutic🥀
دگر ' جنس ' گرا ( اسم.) 1.جنسی که مجذوبِ جنسِمخالف خودش میشه مترادف : نا یوتا ؛ متضاد : دونگ سیچُنگ . انسیتی؛ یووین au ترجمه فارسی فیک محبوب هیتِرو ! © @felixless
~Completed~ (texting,real life) تهیونگ : چند وقته معلولی؟ (21:15) *دیده شد* جونگ کوک در حال تایپ کردن.... تهیونگ : چرا دیر تایپ میکنی؟ (21:17) هااا ببخشید ، دستت معلوله مگهنه d:؟ (21:18) Translating by : @meli19952000 Original story by : @hopefordark و خود من نصف به بعد داستان رو نوشتم و تغییر دادم تا بیشتر لذت ببری...
نیکتوفیلیا ______________________________ سایه ای که از تاریکی میترسید. | یک داستان کوتاه |
دستیار رافائل سانتسیوی کبیر بودن، جونگوک جوان رو چند قدم به آرتیست شدن نزدیکتر کرده، اون با پسر لئوناردو داوینچی معاشرت میکنه، و نقاشی تو خونشه، به نظر میاد همه چیز آرومه تا اینکه سر و کلهی یه تاجر شرقی به زندگیش باز میشه، وینسنت کیم، که مخفیانه یک قاتل هم هست، و بیش از حد به جونگوک توجه نشون میده، راز واقعی لبخند...
هوسوک تنها با دیدن پسر همسایهی رو به رو که توی بالکن مشغول کتاب خوندنه، عاشقش میشه. ولی هیچوقت نمیتونه دل به دریا بزنه و احساساتش رو پیش این پسر اعتراف کنه. و وقتی که یونگی از اون خونه میره.... تنها چیزی که برای هوسوک میمونه یک دنیا پشیمونیه و بس💔