anahita_1994's Reading List
10 cerita
Dust Bones [Punk Harry Styles] oleh 1DFanFic_iran
1DFanFic_iran
  • WpView
    Membaca 92,917
  • WpVote
    Vote 7,076
  • WpPart
    Bab 53
کار کردن برای مافیا اى که دنیا رو اداره میکنه باعث شده هری بدونه که چطورى بُكشه ، چطورى قربانی هاش رو شکار کنه و چطورى از خرج كردن هرگونه رحم و مروتى خوددارى كنه. اون به محیط تنها، ساکت و خشن عادت داره. اون در کاری که انجام میده بهترینه. ولى وقتی که اون برای حفاظت از دختر رییس در برابر قاتل هاى جهانى انتخاب ميشه ، هر کاری که انجام ميده به مشكل تبديل ميشه. کتلینا تلاش میکنه تا اون رو بفهمه، و در نتیجه شکست میخوره چون به جاش عاشق مردی میشه که به شدت در برابر اون مقاومت ميكنه. (Harry Styles AU) [Persian Translation] Copyright All Rights Reserved ©zeffervescent
Stupids oleh atalebymystery
atalebymystery
  • WpView
    Membaca 117,751
  • WpVote
    Vote 16,764
  • WpPart
    Bab 49
«احمق‌ها» من معمار نیستم ولی می‌دونم پیش از این که قصر بسازی باید آلونکت رو خراب کنی. نمی‌تونی روی همون زمینی که آلونک داری قصر رو هم بخوای. قبل از این که برجت ده‌ها متر بالا بره... اول باید چند ده متری رو پِی بکنی و پایین بری. من معمار نیستم ولی زیاد تو حرفه‌ی این و اون سرک می‌کشم : ) A Zayn Malik Fanfiction
Freedom of Sin oleh atalebymystery
atalebymystery
  • WpView
    Membaca 72,819
  • WpVote
    Vote 11,514
  • WpPart
    Bab 51
«آزادی گناه» من یک انسان آزادم! من اجازه دارم تمام قوانین انسانیت رو درهم بشکنم... از مخالفانم بهره‌کشی کنم... هر کس سر راهم بایسته رو بکشم... اعتقاداتی که از نظر خودم غلطه رو نابود کنم... چون من یک انسان آزادم! A Harry Styles Fanfiction
Hidden( translated to persian ) oleh deliiiled
deliiiled
  • WpView
    Membaca 406,913
  • WpVote
    Vote 37,516
  • WpPart
    Bab 96
He was like a moon part of him was always hidden. اون شبیه ماه بود قسمتی از اون همیشه مخفی بود.