swan7boy

عشقِ یک آدمکش
          
          «سه سال از آن حادثه‌ی ناگوار می‌گذشت و تهیونگ هنوز نتوانسته بود با خودش و زندگی‌اش کنار بیاید. چه می‌شد اگر سر و کله‌ی یک ناجی در زندگی‌اش پیدا می‌شد؟ اما... آیا او واقعاً فقط یک ناجی بود؟»
          Couple: kookv, yoonmin
          Genre: dark romance, Angst, part of life, smut
          
          بخشی از فیکشن:
          تمام بوم‌ها رو روی زمین می‌‌انداخت و داد میزد... از اعماق وجودش. 
          دست خونینش رو بالا آورد و چونه‌ی پسر رو که در حال سیگار کشیدن بود گرفت:
          
          - ترک کردن من از ترک کردن سیگارت راحت تر بود مگه نه؟
          
          سرش رو بالا و پایین کرد و دود سیگارش رو توی صورت پسر پخش کرد.
          
          https://www.wattpad.com/story/408034962?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_writing&wp_page=create&wp_uname=swan7boy

swan7boy

@87Kcrazymabybad باعث افتخاره عزیزدلم
Reply

87Kcrazymabybad

@swan7boy وااای مقدمش که خیلییی جذاب بود 
            حتما وقتی تونستم میخونمششش 
Reply

mahrbi

مرسییییی عزیزم❤️❤️❤️

mahrbi

@87Kcrazymabybad عزیزممم.
            معلومه که هنوز هستم‌. تا کتابام تموم نشن جایی نمیرمممم. حتما اپ اش میکنم. به خاطر  دو تا داستان دیگم مجبور شده بودم وقفه بندازم ولی چشم. مرسی از نگاه قشنگت و وقتی که برام گذاشتی
Reply

87Kcrazymabybad

@mahrbi وااای هنوز فعالیت میکنی ؟
            میشه ازت بپرسم کی ادامه ی چیکن رو آپ میکنی ؟ من خیلی خیلی دوستش دارم ! ✨️
Reply

r_fraa_

سلام عرض ادب
           معذرت بابت اینکه وارد مسیج بوردت شدم
           اگر ناراحت شدی پاکش کن
          
          میخواستم اولین رمانمو معرفی کنم که به حمایتتون نیاز داره
          
          با ژانره لیتل ددی و معمایی
          
           بهتون قول میدم اگه بخونینش از کیوتیش میمیرین
          
          
          https://www.wattpad.com/story/399774522?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_writing&wp_page=create&wp_uname=r_fraa_
          

87Kcrazymabybad

@r_fraa_ سلاااام نه عزیزم اتفاقا خوشحال هم شدم ☺️ 
            حتما حتما در اولین فرصتم میخونمش خوشگل 
Reply