عشقِ یک آدمکش
«سه سال از آن حادثهی ناگوار میگذشت و تهیونگ هنوز نتوانسته بود با خودش و زندگیاش کنار بیاید. چه میشد اگر سر و کلهی یک ناجی در زندگیاش پیدا میشد؟ اما... آیا او واقعاً فقط یک ناجی بود؟»
Couple: kookv, yoonmin
Genre: dark romance, Angst, part of life, smut
بخشی از فیکشن:
تمام بومها رو روی زمین میانداخت و داد میزد... از اعماق وجودش.
دست خونینش رو بالا آورد و چونهی پسر رو که در حال سیگار کشیدن بود گرفت:
- ترک کردن من از ترک کردن سیگارت راحت تر بود مگه نه؟
سرش رو بالا و پایین کرد و دود سیگارش رو توی صورت پسر پخش کرد.
https://www.wattpad.com/story/408034962?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_writing&wp_page=create&wp_uname=swan7boy
@87Kcrazymabybad عزیزممم.
معلومه که هنوز هستم. تا کتابام تموم نشن جایی نمیرمممم. حتما اپ اش میکنم. به خاطر دو تا داستان دیگم مجبور شده بودم وقفه بندازم ولی چشم. مرسی از نگاه قشنگت و وقتی که برام گذاشتی