moonriver85

این داستان را که بخوانی، قدر سلامتی‌ات را می‌دانی
          و می‌فهمی چه نعمت بزرگی را، ناآگاهانه، در اختیار داری…
          هه‌ری دختری‌ست که پشت شیشه‌های بیمارستان زندانی شده.
          از کودکی تا نوجوانی، زندگی‌اش در راهروهای سفید و اتاق‌های سرد گذشته؛
          جایی که در آن بزرگ شده و هم‌زمان با بیماری‌اش جنگیده است.
          او مبتلا به فیبروز کیستیک است؛
          بیماری ژنتیکیِ شدیدِ تنفسی که از کودکی آغاز می‌شود
          و نفس کشیدن را به نبردی هرروزه تبدیل می‌کند.
          هر روز، نیمه‌جان روی تخت دراز می‌کشد؛
          سرم در دست،
          و سهمش از زندگی فقط تماشای بیرون از پشت پنجره‌هاست.
          هه‌ری به هم‌سن‌وسال‌هایش حسادت می‌کند،
          به مردمی که آن‌سوی شیشه‌ها
          زندگی عادی و نرمالی دارند؛
          همان چیزی که او هرگز نداشته
          و هر روز آرزویش را کرده است.
          هر صبح که بیدار می‌شود،
          به خودش قول می‌دهد این‌بار درمان را جدی‌تر بگیرد،
          قوی‌تر باشد
          و از این بیمارستان لعنتی رها شود.
          اما آیا…
          روز آزادی،
          واقعاً قرار است از راه برسد؟
          https://www.wattpad.com/story/405620402?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=moonriver85

moonriver85

داستان درمورد یه روانشناس درمانگر به اسم پارک سوجینه که حیطه ی کاریش درمان روان آشفته ی آدم ها و خوب کردن حالشونه...
          اما سوجین توی این داستان فراز و نشیب های زیادی رو تجربه می‌کنه 
          که حتی خودش رو هم که یه روانشناسه رو دچار افسردگی و اختلالات مختلف میکنه
          که بهش نشون میده روانشناسی رشته ایه که فقط از دور بدون دردسر و بی‌نقص به نظر میرسه 
          و از نزدیک،بسیار سخت و دشوار و پیچیده هست 
          اگه به رشته ی روانشناسی و فکت های اون و اختلالات مختلف علاقه داری،حتما این داستان رو از دست نده..!
          https://www.wattpad.com/story/405198101?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=moonriver85

Firooze2002

سلام دوست داشتی خلاصه‌اشو بخون>>
          
          همه چیز از جایی شروع شد که امپراطور، کسی که باید پدر صداش میزدم، تصمیم گرفت صیغه‌ی پسرعموی اولم بشم!
          
          من جنی، شاهدخت هفتم گوریو، مادرم یه گیسانگ از سرزمین هانه!
          اون صیغه‌ی مورد علاقه‌ی امپراطوره و منو برادر تنیم مجبور بودیم واژه‌ی نامشروع رو تموم عمر با خودمون بکشیم!
          برای فرار از ازدواج اجباری به سرزمین هان پناه بردم تا برادرمو پیدا کنم!
          اما اونجا درگیر دو شاهزاده‌ی هان، تهیونگ و سهون شدم!
          
          https://www.wattpad.com/story/366062796?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Firooze2002

AdminEsra93897

سلام هانی
          معذرت بی اجازه وارد مسیج بوردت شدم
          «قاتل منم..»جدیدترین کارم 
          جنایی و معمایی خوشحال میشم بخونیش و دوست داشتی اکانت اصلیم فالو کنی♡⁩
          https://www.wattpad.com/story/334258662?utm_source=android&utm_medium=org.telegram.messenger&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Esraadmin1&wp_originator=hVUs19bvGdFvs1QAshw5t%2FDSUhQKuVn56gmc1N8xoSGPwZXROSCtineRGX67%2BJFQQaohbjoF%2F0pZVTxo8thbXKAhYZ224AAD3zx1pXmK%2F8RBPLU%2B6ek9aOHBy1M0oNOg

Theaurrora

سلام عزیزم ببخشید بی اجازه وارد مسیج بردت شدم:( این اولین بوکمه و نیاز به حمایت داره... خوشحال میشم بهش سر بزنی معرفیش کنی:)
          https://www.wattpad.com/story/330333858?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Theaurrora&wp_originator=tMtrYChXFJqBbPlvuUqXJOy3r94Tsvg4Xp4QGGbIryf0crMMnJiJ7Y7LpZcx4HH1XF3%2BwEl7XsgUPkI5JSWhEtgJEZVnmxEUSGVjUFT7INALctIcx6acOtH%2FnErtySIo

fafaexo_12

سلام 
          ببخشید پیام میدم خوشحال میشم اگه دوست داشتی و وقت کردی یه سر به بوکم بزنی و نظرتو بگی این اولین تجربه ی منه ممنون میشم حمایتم کنی:)
          
          https://www.wattpad.com/story/310328990?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_writing&wp_page=create&wp_uname=fafaexo_12&wp_originator=7Z%2F3vaHHU57Kh3DEDMY8RzBjL%2BeRKyaySneMhuF%2BG05oGxO82RwLX%2BKJkLI6Hp6LcDic54wv4xAqa9zEgVT4tjRF7ajpc63W4UECTl0F6rk4ABIgT4HavbFZYoExtWCU

Melody7979

☆کتابی پر از سناریوهای کاپلی و استریت☆ 
          
          پشت هر عکسی یه سناریو نهفته است که ما اون رو مینویسیم. 
          
          توی این کتاب میتونی سناریو از کاپل‌های گروه استری‌کیدز،بی‌تی‌اس و .....
          و سناریو استریت از گروه‌های انسیتی،انهایپن و ....از هر کدوم از آیدول‌های مورد علاقه‌ات پیدا کنی... 
          
          ♡به جمعمون اضافه شو تا سناریوهایی که به این کتاب اضافه میشه رو با هم بخونیم♡ 
          
          ♡همچنین توی پیجم کلی کتاب استریت توی هر ژانری دارم که میتونی بهشون سر بزنی♡ 
          
          https://www.wattpad.com/story/314923945?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Melody7979&wp_originator=Od%2Fga8eWsR3%2FbYx%2FvkO23yQb9bKtDHSPo%2BHykqD2GUnDeqPlImyhZpqzHIdgMdgdz3Zh3Pk205Dk3h4qLNbLYpv6nJa%2BFM6nO5iBWhUg96PJDdBuG4CnbpwgDfufmml1
          
          

Esraadmin3535

اگه یه نویسنده‌ای یا قصد قلم دست گرفتن داری حتما یه نگاهی ب این بوک بنداز
          
          اگه یه ریدری حتما ب این بوک ی نگاه بندا
          
          اگه هیچکدوم نیسی پس حتما حتما ی نگاهی ب این بندا
          خلاصه ی نگاهی بندا⁦^_^⁩
          
          I think you'd like this story: "اینطوری ننویس!!!" by _esra13 on Wattpad https://www.wattpad.com/story/311081186?utm_source=android&utm_medium=org.telegram.messenger&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=_esra13&wp_originator=DrskoxmbYm9LWkTmzh3l4M8RZ5x31dABSHzn4zH5Z6b5Dk1%2F6LJi0tMK2%2Fy99Jf603FzwmQXtoyi6iFxnHTB1C6K%2BKt%2Fbh2uWsVceIkUqP3ZtUp6gk06veBzHHj4VPb%2B

bts0phile