Aidakazikazi

[مثل هر کس دیگه ای که زمین میخوره
          	منم از پا افتادم و خاکی شدم
          	ولی جالبه به جای من اونایی که
          	مقصر بودن،شاکی شدن...]
          	
          	[میدونی آدم کی قد میکشه؟
          	وقتی دور بعضیا رو خط میکشه
          	بیخیال خیلی چیزا شدم
          	قبل از اینکه باختن قطعی بشه]
          	
          	[ساعت برگرد...]
          	
          	[دفعه دیگه که چشمامو میبندم
          	نمیخوام ببینم خواب تو رو
          	دفعه دیگه که دارم من میخندم
          	نمیخوام بکنم یاد تو رو
          	من بودم با دلم تنها و اومدی یهویی دلم مال تو شد
          	ریشه کردی توی قلبم و نمیری بزار که بمیرم پاشو برو]
          	
          	
          	چند از آهنگ های سوگند که واقعا عاشقشونم و به معنی هاش فکر میکنم...:-)

Zahra1370

          
          
          
          
          
          
          ساعتی بعد جسی با صدایی از خواب پرید. دور و برش را نگاه کرد
          دیمن  نبود
          جسیکا با ناباوری به آنچه اتفاق افتاده بود اندیشید
          حالا که هوش و حواسش سر جایش آمده بود،  آنچه که بین او و دیمن اتفاق افتاده بود را باور نمی کرد
          تک تک لحظات از جلوی چشمش گذشت و بی اختیار لبش را گزید
          گزشی ناشی از شرم، لذت و هیجان…
           دانشگاه از آن چیزی که جسیکا فکرش را می کرد مرموزتر بود … آن جادوی لعنتی آنچنان او و دیمن را به سمت هم کشانده بود که گویی هیچ اختیاری به جز غرق شدن در بدن های بیتاب هم نداشتند
          
          اما دیمن رفته بود
          به همین راحتی
          کارش که تمام شده بود او را مثل یک تکه آشغال تنها گذاشته و رفته بود
          
          در همان لحظه صدای فریاد دیمن را شنید
          سراسیمه ردای جاد‌گری اش را به تن کرد و از اتاق مخفی قلعه بیرون دوید. دیمن وسط راهرو ایستاده بود و سرش را در دست گرفته بود و از درد فریاد می زد. سرش را که بالا آورد، جسی چشمان او را دید که کاملا سفید شده بود و یک حلقه ی سرخ رنگ دور تا دور آن را گرفته بود
          همان لحظه فهمید که تمام قضاوت هایش در مورد او غلط بوده است... دیمن او را ترک نکرده بود بلکه توی دردسر افتاده بود.... جسی با وحشت به سمتش دوید :
          
          - دیمن.....
          
          اما قبل از اینکه به او برسد…..
          
          خوشحال میشم به جمع سانهایدی ها بپیوندی و ادامه داستان رو در کتاب «دانشگاه جادوگری سانهاید» بخونی: 
          
          ‏https://www.wattpad.com/story/301240315?utm_source=ios&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details&wp_uname=Zahra1370&wp_originator=juqRy5obzyT5l0TSY8nZGY3GjomMWpjdn480JsfHWCh3UqS0zMQFd2T9d8ePpu7UP8STGRcCXVSqhaKAKPjPwJw7bSjxFwSYMXBDlniVGQUQk8EduKEnARvyIPG0Y6dR
          

Ko_jam18

bonawifey__

Melodystoryteller

PurpleHelios

هی سلام! به خاطر اون قسمت از آهنگ که توی بایوت نوشتی، دعوت می‌کنم این رو ببینی اگه ندیدی:
          https://youtu.be/gdVjVtpr55M

Aidakazikazi

@PurpleHelios عه این گروه و میشناسم یه چند تا آهنگاشونو گوش دادم،ولی ورژن اصلیش یه چیز دیگه است:-)ممنون
Reply

2002kayra

دنیای بعد از مرگ 
          صدای فریادی که دیگر شنیده نخواهد شد 
          آرزویی اشتباه
          لبخندهایی که بوی مرگ میداد
          نگاهی دیگری به جهان 
          اولین و آخرین نیاز و عشق
          
          خوشحال میشم حمایتش کنید
          https://www.wattpad.com/story/263215202?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_writing&wp_page=create&wp_uname=2002kayra&wp_originator=Zxuuc9ouCzElHiaeXYgObk3LLMU5iSLM0qVp%2BR0%2FHoqNwEdnQALMRYLSprS9rMcaxQlkbpLkxKjl9m1vXbKLlX0lGsK9xvS4DU2Tq%2F90v5hdb5em%2BwSZ93t%2B3a4X8XFm

Aidakazikazi

@2002kayra حتما بهش نگاه میندازم♡♡♡
Reply

Aidakazikazi

[مثل هر کس دیگه ای که زمین میخوره
          منم از پا افتادم و خاکی شدم
          ولی جالبه به جای من اونایی که
          مقصر بودن،شاکی شدن...]
          
          [میدونی آدم کی قد میکشه؟
          وقتی دور بعضیا رو خط میکشه
          بیخیال خیلی چیزا شدم
          قبل از اینکه باختن قطعی بشه]
          
          [ساعت برگرد...]
          
          [دفعه دیگه که چشمامو میبندم
          نمیخوام ببینم خواب تو رو
          دفعه دیگه که دارم من میخندم
          نمیخوام بکنم یاد تو رو
          من بودم با دلم تنها و اومدی یهویی دلم مال تو شد
          ریشه کردی توی قلبم و نمیری بزار که بمیرم پاشو برو]
          
          
          چند از آهنگ های سوگند که واقعا عاشقشونم و به معنی هاش فکر میکنم...:-)