دیگر برای دلخوشی ات جان نمی دهم
پای دو مشت خاطره تاوان نمی دهم
هیچ وقت دوباره در غزلت گم نمی شوم
بازیچه کنایه مردم نمی شوم
زخم تو را به باغچه سینه کاشتم
این هم کنار آن همه دردی که داشتم
دیگر غزل به پای تو پر پر نمی شود
در این سکوت گوش تو هم کر نمی شود
یاد تورا درون دلم خاک می کنم
از دفترم خطوط تورا پاک میکنم
از شعر من برو برو هرجا که خواستی
عشق تو مفت چنگ همان ها که خواستی
- Se ha unidoFebruary 22, 2018
Regístrate para unirte a la comunidad de narradores más grande
o
سلاااممدوستان یه داستانه خیلی قشنگ به اسم Liliumاز @callmefluctus رو تازه خوندم و باید بگم عالیه تو ریدینگ لیستم هم هستاگه خواستین برید بخونید :)Ver todas las conversaciones
18 Listas de lectura
- Lista de Lectura
- 2 Historias
- Lista de Lectura
- 27 Historias