_shaya__

سلام دوست من
          امیدوارم تو این روزای کرونایی حال خودت و خانواده ات خوب باشه :)
          
          من دارم یه رمان عاشقانه/ایرانی مینویسم و خیلی خوشحال میشم اگه یه سری بهش بزنی.
          تو این روزا همه مون یه گرفتاری ای داریم و میایم توی واتپد تا برای یه مدت خیلی کوتاهی هم که شده، بی خیال شون بشیم... واسه همین داستانی که نوشتم اونقدری پیچیده نیست که ما رو قاطی گرفتاری های یکی دیگه کنه! 
          و همونطوریه که بیشتریا میخوان... برای دقایق کوتاهی هم که شده جدا از ناراحتی ها... 
          
          داستان از دید اول شخص، و به صورت کتابی روایت میشه ولی گفت و گو هاشون محاوره ایه...
          یه کوچولو و در حد معمول هم صحنه داره. 
          فنفیک نیست و تک تک لحظاتش از ذهن خودم بیرون اومده.
          
          خوشحال میشم به ریدر های دوست داشتنیم بپیوندی ♡
          
          https://www.wattpad.com/story/242360527

callzayn

هری، شاهزاده ای که سرسختانه از پذیرفتن  تاج و تخت سر باز می‌زند ؛ اما با مرگ پدرش شاه ویلیام، مجبور میشود تن به خواست سرنوشت بدهد. او برخلاف اجدادش، سعی میکند که عدالت و امنیت را در بین سرزمین ها حاکم کند و کشور گشایی را در کتاب تاریخ رها کند.
          https://my.w.tt/HMvlvIVfQ7
          خوشحال میشم به بوکم سر بزنی ❤️
          مطمئنم پشیمون نمیشی ❤️

hediyeh_styles

خوشحال ميشم به الا سر بزني و اگه از داستانام خوشت اومد فالوم كني:)
          نظرتو بهم بگو
          https://my.w.tt/V0nNJVKhBT

ChildOfMoonAndStar

@hediyeh_styles 
            با کمال میل قشنگم
            توهم لطفا اگه خوشت اومد از مارینا نظر بده و حمایتم کن
Contestar