@Dd_5_Nn کدوم؟ mi paz?
خب این امگاورسه اینجوریه که جونگ کوک یه گرگ غیر قابل کنترل داره که اغلب اوقات به خاطرش دچار حمله میشه بعد یه روز که تو بیمارستانه بوی یه فرد بدجوری جذبش میکنه در واقع باعث میشه گرگش اروم بگیره و دنبال اون بو میره و نزدیک پله های اضطراری میرسه به یه دکتر(تهیونگ) که اون بو ازش ساطع شده و سرش رو یه مدت تو گردنش فرو میکنه و گرگش کم کم اروم میشه و بعد به خودش میاد و ماجرا از همینجا شروع میشه تهیونگ رو میبره خونش تا بتونه با رایحه اش گرگشو اروم کنه چون قراره جانشین پدرش که رییس قبیله است بشه و کسی نباید از اینکه گرگش مشکل داره باخبر بشه و خب عاشق هم میشن و این تازه اولشه و کلی اتفاقات مختلف میوفته که احساسات رو به شدت درگیر میکنه و حتی میتونم بگم اشکمو در آورد غمش قشنگه تازه تو این داستان به بعد گرگیشونم میتونن تبدیل بشن