سلام و شب بخیر
تمام این روزهای گذشته، با خودم کلنجار رفتم و فکر کردم و فکر کردم و فکر کردم…
شاید باید همون موقع که گفتم دیگه ادامه نمیدم، بیخیال میشدم و ادامه نمیدادم. شاید بهتر بود!
نمیدونم!
ولی دیگه، نمیکشم! از رفتارهای مختلف، خسته شدم! از بچهبازیها، خسته شدم!
از اینکه بخاطر قضاوت بیجا، حرفهای نامربوط بشنوم هم خسته شدم.
من آدم کم آوردن نیستم، تمام سالهای زندگیم، جنگیدم! کم نیاوردم! الان هم کم نیاوردم. ولی برای چیزی میجنگم که ارزشمند باشه. من برای افراد بیارزش، زمان نمیذارم.
نوشتن برای من، سرگرمی بود. دوست داشتم سرش با هم ذوق کنیم و حرف بزنیم. ولی متاسفانه، حواشی زیادتر از زمان من شده! ترجیح میدم زمانم رو برای کارهای مفیدتری بذارم.
برای کسی که از ۸ صبح بیداره و تا ۱-۲ شب کار میکنه، و وقت کم میاره، این حواشی فقط زمانگیره!
در نتیجه، از امروز، و در این لحظه، دنیای لیلاکفیکشن تموم شد.
زمان خوبی رو با هم سپری کردیم. از آشنایی با تکتکتون خوشحال شدم.
براتون آرزوی موفقیت میکنم.
امیدوارم روزی لبخند واقعی رو لب تک تک مردم کشورم ببینم.
خدانگهدار همتون
سلام قشنگام
میدونم حال هیچکدوممون خوب نیست!
و اگر آپ میکنم، از سر دل خوش نیست، آپ میکنم شاید، یه لحظه هم که شده، کمی حال شما بهتر بشه.
اگر دوست ندارید آپ کنم، بهم بگید.
برای من هم نوشتن آسون نیست.