Eli2179

سلام بعد مدت ها
          	
          	 میخواستم چند جمله راجب چند ماه گذشته بگم ...
          	
          	بگم که من دلم برای خیلی ها پر پر شد 
          	
          	هم برای جوونای دی ماه که قاطی افراد مسلح و تروریست، بی گناه و پر از آرزو کشته شدن 
          	
          	هم برای نوزاد ۲۰ روزه ای که با خانوادش و با ریختن آوار روی سرش با وعده‌ی آزادی کشته و جسم بی گناهش تیکه تیکه شد
          	
          	برای خیلی ها گریه کردم ... هم برای سپهر بابا  و امثال اون که پدرش گریون دنبال جنازش می‌گشت ... هم برای ماکان کوچولوی میناب که حتی بدنی ازش نموند تا قلب مادر پدرش با به خاک سپردن و بغل کردن قبرش آروم بگیره 
          	
          	من هر بار که خواهر زاده هفت سالم رو می‌بینم خدا رو شکر میکنم که مدرسه ای که اون مدرسه هدف نبوده ... هر بار که می‌بینمش چهره پر از اشکش رو یادم میاد که چجوری ترسیده بود و تو بغلم میلرزید چون توی کوچه‌ی بالایی مدرسشون یه ساختمون با خاک یکی شده بود 
          	
          	خدا رو شکر میکنم که جای گشتن زیر آوار واسه پیدا کردنش فقط کافی بود اسمش رو صدا کنم تا سمتم بدوعه
          	
          	اونا به قول خودشون انتقام خون جوونامون رو گرفتن ... اما با گرفتن جوون بچه هامون ... اونا خون خودمون رو با خون خودمون شستن ... 
          	
          	هممون حیف بودیم 
          	خیلی حیف 
          	
          	

parkhaeen83

من دوست دارم نه فقط بخاطر  قلمت بلکه بیشتر برای روح بزرگ و شریفت! آدم‌ اصیل! خدا عزیزانت رو حفظ کنه
Reply

Eli2179

سلام بعد مدت ها
          
           میخواستم چند جمله راجب چند ماه گذشته بگم ...
          
          بگم که من دلم برای خیلی ها پر پر شد 
          
          هم برای جوونای دی ماه که قاطی افراد مسلح و تروریست، بی گناه و پر از آرزو کشته شدن 
          
          هم برای نوزاد ۲۰ روزه ای که با خانوادش و با ریختن آوار روی سرش با وعده‌ی آزادی کشته و جسم بی گناهش تیکه تیکه شد
          
          برای خیلی ها گریه کردم ... هم برای سپهر بابا  و امثال اون که پدرش گریون دنبال جنازش می‌گشت ... هم برای ماکان کوچولوی میناب که حتی بدنی ازش نموند تا قلب مادر پدرش با به خاک سپردن و بغل کردن قبرش آروم بگیره 
          
          من هر بار که خواهر زاده هفت سالم رو می‌بینم خدا رو شکر میکنم که مدرسه ای که اون مدرسه هدف نبوده ... هر بار که می‌بینمش چهره پر از اشکش رو یادم میاد که چجوری ترسیده بود و تو بغلم میلرزید چون توی کوچه‌ی بالایی مدرسشون یه ساختمون با خاک یکی شده بود 
          
          خدا رو شکر میکنم که جای گشتن زیر آوار واسه پیدا کردنش فقط کافی بود اسمش رو صدا کنم تا سمتم بدوعه
          
          اونا به قول خودشون انتقام خون جوونامون رو گرفتن ... اما با گرفتن جوون بچه هامون ... اونا خون خودمون رو با خون خودمون شستن ... 
          
          هممون حیف بودیم 
          خیلی حیف 
          
          

parkhaeen83

من دوست دارم نه فقط بخاطر  قلمت بلکه بیشتر برای روح بزرگ و شریفت! آدم‌ اصیل! خدا عزیزانت رو حفظ کنه
Reply

Jinisbackhome

سلام قشنگم! 
          من یه چنل راه‌اندازی کردم که قراره محل معرفی فیکشن‌ها باشه — هم فیک‌های خودم و هم فیک‌های سایر نویسنده‌ها. هدفم اینه که نویسنده‌ها بتونن اثرهاشون رو ناشناس منتشر کنن و برای خواننده‌ها هم معرفیِ مرتب و شایسته‌ای فراهم بشه.
          اگر تمایل دارید فیک‌تون رو به‌صورت ناشناس برای من بفرستید تا من توی چنل منتشر و معرفی‌ش کنم، یا اگر علاقه‌مندید همکاری یا تبادل تبلیغ داشته باشیم، لطفاً به «ناشناسِ من» پیام بدید.
          خوشحال می‌شم کمکتون کنم و چنل رو با هم بزرگ کنیم — اگه موافق بودید لطفاً چنل رو به خواننده‌هاتون هم معرفی کنید. 
          ممنون از وقتی که گذاشتید! 
          @StorieLuminoseBot