یه مسئلهی خیلی مهمی هست؛ نه تنها درمورد من، برای رایترهای دیگه هم این موضوع صدق میکنه.
شما وقتی یک فیکشنی رو به لایبریتون اَد میکنید تا بخونیدش، مطمئناً از موضوعش خوشتون اومده وگرنه دلیل دیگهای نداره.
وقتی اون فیکشن رو باز میکنید و میبینید که باب میلتون نیست، میتونید به عقب برگردید و اون رو از لایبریتون پاک کنید، نیازی نیست تا آخر بخونیدش.
نوع نوشتهی من، به خودم بستگی داره. من دلم میخواد میتونم از کلمات انگلیسی توی داستان استفاده کنم. یا اصن میتونم کلش رو کتابی و کلاسیک بنویسم!
پس قبل از اینکه بخواید کامنت بذارید، اول فکر کنید.
نه اینکه آخرش بیاید بگید ”با تمام احترام ولی…” و به نظر من این خیلی بهتره که نگید.
البته حتی اگر تا آخر خوندید و خوشتون نیومد، باز هم به نفع منه و داستان من ویو میخوره. به هرحال من ریدرهای دوستداشتنی خودم رو دارم که همیشه همراه منن.
دوستتون دارم، اِمیلیا.
سلام اگه یه فیک با وایب آبی و ژانر فانتزی و درام دوست دارید خوشحال میشم نگاهی به فیک دوست من بندازید و با ووت و کامنت هاتون یکوچولو حمایت کنید:)
-----
_نگاهم نمیکنی، چشمآبی؟... به جرم کدوم گناهم معبودمو ازم گرفتی؟... این همه مدت ازم فاصله گرفتی و هنوز هم فرقی نکردی... تو فرشتهی من بودی؛ کی وقت کردی قلبتو ازم بگیری؟... شاید من اشتباه میکردم... شاید نباید میذاشتم وارد زندگیم بشی!
_آره! نباید میذاشتی... اومدی که همینو بشنوی؟
_دروغ گفتن هم یاد گرفتی؟
_تو زیادی متوهمی... من حقیقتو گفتم.
_با قلبم زیادی بیرحمی، عزیزکرده! یادت نره امروز چقدر شکستیم... قلب من که تکهتکهست، ولی تو به همین تکههای کوچیکم هم رحم نکردی... برای آخرین لحظه فقط یه چیزو از قلبت میخوام: حرفای امروزتو هیچوقت یادت نره... چون تهیونگی که امروز میره، دیگه برنمیگرده!
https://www.wattpad.com/story/397012397?utm_source=android&utm_medium=org.telegram.messenger&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=gahanbakhshmona
سلام امیدوارم حالت خوب باشه
یه چنلی توی تلگرام داره کار نویسنده هارو بدون اجازه فایل میکنه و میزاره و کار شما "All too well" هم بینشون بودم باید اطلاع میدادم بهتون...
لینک چنلش رو اینجا بزارم یا اگر نمیخواید بیشتر پخش بشه جایی بفرستم واستون...