Icy_Ros

@naughtyber
          	این متن دوست گلمون پاک شد ..
          	*خنده 
          	داشتی میگفتی برای بقیه مادر ترزاست 
          	خوشم اومد از تشبیهات 
          	آشنا ک نیستیم؟!
          	آشنا بشیم؟!

Icy_Ros

@naughtyber 
          	  سلام عزیزم 
          	  کجا زندگی میکنی؟!
Reply

naughtyber

@Icy_Ros سلام رزالین
          	  زهرا ۲۱ ساله
Reply

Icy_Ros

@naughtyber 
          	  رزالینم ۲۲ سالمه 
          	  و تو؟
Reply

x_x_elno2a_x_x

والمبلول. بخار الحمام والمية السخنة مع حرارة أجسامهم خلوا الأجواء تولع.
          غائر : حاصرها بالكامل بجسمه الضخم، إيديه ثبتت إيديها الرقيقة قدامها على الحيطة، ودفن وشه في رقبتها المبلولة من ورا. أنفاسه اللاهثة السخنة كانت بتلفح جلدها، وشفايفه بدأت تتحرك بجنون وجرأة على طول رقبتها وكتفها، وبدأ يقول كلام كله عشق وتملك مريض بالإنجليزي بصوت مبحوح: 
          Ayer : “You are mine, Tulin.. Every single part of you belongs to me. You can't deny it anymore.” (أنتِ ملكي يا تولين.. كل جزء فيكي بتاعي أنا وبس. مبقتيش تقدري تنكري ده خلاص).
          إيد غائر الكبيرة والدافية بدأت تتحرك بجنون وجرأة من فوق القميص الستان الرقيق، بيتحسس تفاصيل جسمها، وبيمشي إيده على خصرها ونعومة جلدها بشغف حارق 
          
          365 يـوم فـى جـحـيـمـه
           
           سـعـر الـروايـه : 40 ج/ 4 دولار
          
          ⚡الـتـسـلـيـم فـــــــــورى
          
           للحجز والاستفسار 
          01035211728
            #365_يوم_فى_جحيمه #عالم_المبدعه_لين #روايات_رومانسيه  #لا_حدود_للخيال
          
          لـيـنـك الـواتـبـاد
          https://www.wattpad.com/story/412487387?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Bosy_769

Seti656700

پارک چانیول پسری بیست و چهارساله که عاشق برادر ناتنی خودش میشه و وقتی بکهیون متوجه احساسات عمیق چان به خودش میشه اون هر بار به شدت پس میزنه مهم نیست اون مرد چند بار می‌شکنه و چه زجری تحمل می‌کنه و بنظرتون چی میشه اگر توی تصادف چان وارد بدن معشوق بکهیون بشه ؟ می تونه از اون همه اتفاق جون سالم به در ببره ؟ می تونه به بدن خودش برگرده ؟
          و کلی سوال دیگه....
          
          ---------------------------------
          
          -خوبی؟
          +خوبم 
          -اینجوری به نظر نمی‌رسه 
          هومی زیر لب گفتم 
          -درد داری ؟
          سرم رو تکون دادم ، بلند شد و اومد کنار نشست دستش و گذاشت رو شونم 
          -زمان دردتو آروم می‌کنه 
          لبخند زدم و لبخندم گشادتر شد و بعد چند دقیقه به قهقهه ای افتادم 
          قهقهه ای که پر از درد بود
          مچاله شدم توی خودم و در حالی که چشمام پر بود گفتم :
          +کاش آدم وقتی ضربه می خوره نفهمه از کی بهش ضربه زده 
          -چرا ؟!
          +چون هميشه اگه ضربه انقدری قوی باشه که تورو از پا بندازه حتما از جانبِ کسی که خيلی بهت نزدیکه ، چون آدم‌های غریبه که نمیدونن به کجا بزنن از پا بیفتی! و اینکه تهش بفهمی از کسی ضربه خوردی که بارها بلندش کردی و بهت تکيه کرده تا ادامه بده ...دیگه بلند شدن خيلی خيلی سخت میشه
          
          -----------------------
          
          I think you'd like this story: "My Gazelle" by Seti656700 on Wattpad https://www.wattpad.com/story/370380218?utm_source=android&utm_medium=org.telegram.messenger&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Seti656700
          
          خوشحال میشم نگاهی بندازید :))

lala_0v

عه چقد آشنا میزنه این اکانت*ایموجی تاسف

lala_0v

@Icy_Ros 
            بعلههه :))))
Reply

Icy_Ros

@dean8282 
            عع منور کردی با حضورت بردمو
            *ایموجی تاسف
Reply

dory001

تو کوجایی ؟
          نگاه کردن به گلدون و کمد چیپس ها*
          میدونی کسی نیس رز قرمزم باشه یا بیاد برام کل فروشگاه رو خالی از چیپس کنه
          گریه کردن*

dory001

@Icy_Ros 
            چیرا خو حقمه گریه کنم
            رفتن زیر پتو*
Reply

Icy_Ros

@dory_01E 
            گریه نکن عزیزم
Reply

dory001

@Icy_Ros 
            گریه کردن*
Reply

V_Valentino

خیلی وقت بود حضور نداشتم من

Icy_Ros

@azynj326 
            ای بابا
Reply

V_Valentino

افتضاح 
            من فقط دارم سر کلاسام حاضر میشم
Reply

Icy_Ros

@azynj326 
            پس قراره سه ماه چجوری بگذره
Reply