belmiow

جیسونگ مربی یه مهدکودکه که خیلی بین بقیه محبوبه و با بچها مهربونه؛ یه روزی بر حسب اتفاق یه دختربچه بهش پناه میاره که گمشده. یمدت سرپرستی بچه رو به عهده داره اما اونقدری درگیر رابطه ی هفت سال پیشش هست که عادت های دخترک رو به معشوقه ی سابقش ربط میده. اما خب جیسونگ همیشه آدم باهوشی بوده، چی میشه اگه پدر از دنیا بیخبر دخترک مینهو ، یعنی قهرمان بوکس سابق باشه؟
          https://www.wattpad.com/story/403344432?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=belmiow

REYY1389

https://www.wattpad.com/story/401785443?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=REYY1389
          سلام من به تازگی شروع کردم به آپ کردن فیکشنم توی واتپد... خوشحال میشم اگر حمایتم کنید
          کاپل:هیونلیکس و چانهو
          ژانر:مافیا، درام، رمنس، اسمات، امپرگ

Theaurrora

جیسونگ پسری ساده و معصوم بود، ولی پشت لبخند ملایمش یه راز تاریک پنهون بود. چیزی که مینهو خیلی دیر فهمید... و وقتی فهمید، وارد جهنمی شد که جیسونگ با دست های خودش ساخته بود.
          
          -"من اون فرشته‌ای نیستم که تو تو خیال‌هات ساختی، لی مینهو... من زهر می‌ریزم تو جامی که با لبخند بهت تعارف می‌کنم. دنیامون پر شده از درد و وسواس، جایی که تنها راه زندگی کنار من، قدم زدن تو سقوطه.
          حالا بگو، می‌تونی این شیطان رو دوست داشته باشی؟ یا اینکه این عشق لعنتی، آخرش ما رو نابود می‌کنه؟"
          
          اگه دنبال فیکشن مینسونگ هستی که با لطافت شروع می‌شه ولی آروم‌آروم کشیده می‌شی به دنیای تاریکی که از اعتماد، کنترل می‌سازه و از عشق، وسواس، پیشنهاد میدم موگه رو بخونی:)
          خوشحال میشم به جمع برف کوچولوهای من بپیوندی♡
          https://www.wattpad.com/story/397971590?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Theaurrora