KoshiwArashi

پارت نوزده ماینو نوشته بودم همه ش پرید(: 
          	یادم نمی‌آد چی نوشته بودم...
          	

9381150961nazli-

@KoshiwArashi لطفا دوباره بنویس
Reply

hyunlix_hera

"داستانی از پسر گناهکار به اسم لی فلیکس که عاشق فرشته و پسر کلیسا، هوانگ هیونجین میشه."
          ─ ✩ "کلیسایی که روزی برایش حکم بهشت را داشت، حالا به ویران‌سرایی بدل شده بود. جایی سیراب از گناه، سیاه همچون طوفان‌های آسمان، و آکنده از تاریکیِ درونش که در دل دیوارهای خوش‌تراش آن نقش بسته بود"
          
          - تو میتونی یک خدا باشی و من ستایشت کنم، اما این و میدونم که به دنیا اومدی تا دلیل مرگم باشی.
          - تا می‌تونی فرار کن...
          چون سایه‌ی سیاه و نفرین‌شده‌ی من، تا ابد روی سر تو... و این کلیسا... باقی می‌مونه.
          https://www.wattpad.com/story/393401937?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=hyunlix_hera

MoonstruckEchoe

"اگه دنبال یه داستان فانتزی با تم عاشقانه و معمایی می‌گردی که شبیه بقیه نباشه و پر از آیدلای مورد علاقت باشه ، خوشحال میشم بیای و داستانم رو بخونی."
          
          https://www.wattpad.com/story/393934987?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_writing&wp_page=create&wp_uname=SamarSajedi