Inscrivez-vous pour rejoindre la plus grande communauté de conteurs
ou
یه سناریوی روانشناسی دارم مینویسم که خودمم همراه باهاش گریه کردماونقدر سنگینه که نمیتونم همینجوری بگم «بنویس ببین کجا میرسه»تمرکز فوق العاده میخواد ولی اگه بگیره ... اگه بگیره ...Afficher toutes les Conversations
Histoire par 𝗢𝗿𝗰𝗮
- 1 Histoire Publiée
𝖮𝗋𝖺𝗇𝗀𝖾 | 𝖲𝗈𝗉𝖾
7.7K
711
7
تو هیچوقت سر خوردن اشکهام روی لبهام رو ندیدی؛ لرزش دستهای پدرت رو ندیدی؛
تنهاییهام، تلف شدنِ اون، زندونی شد...
6 Listes de Lectures
- Liste de Lectures
- 30 Histoires
- Liste de Lectures
- 3 Histoires