LittlleMoa

حتی یادم نمیاد چقدر گذشته ولی
          	سلام گوگولچه هااا!
          	امیدوارم تا اینجا سال خوبی داشته بوده باشید
          	فقط حس کردم لازمه که در جریان باشین پس بدون هیچ فکری اومدم تا اینو براتون بنویسم و حتی نمیدونم قراره بیام بازم آپدیتی بدم یا آخریشه
          	فصل های جدید زندگیم اونقدری غیر قابل باور شلوغه که بر خلاف علاقم هیچ تایمی برای نوشتن ندارم، فقط درگیر تلاش بی انتها برای ساختن آینده پیش رومم و حس میکنم این اتفاق بلوغیه که دیر یا زود هممون بهش میرسیم و مجبوریم انجامش بدیم
          	تمام تلاشمو میکنم حتی اگه شده چند ماه یه بار VOL رو جلو ببرم تا نیمه تموم نمونه چون عاشق کارکتر و استوری لاینشم اما هیچ قولی از بابتش نمیدم چون خودمم هیچ پیش‌بینیی از آینده ندارم
          	هر کامنتی که میذارین برام یه لبخند بزرگه و دلتنگیی که نسبت به همتون دارم، مراقب خودتون باشین و یادتون نره گوگولچه هام بودین
          	بیاید با روز ها پیش بریم و ببینیم چی میشه ^^

_Moonshiny

@LittlleMoa نوشته هات واقعا قشنگن و مشخصه که با علاقه وصف نشدنی قلم دستت میگیری و مینویسی و اینکه بر خلاف علاقت هیچ وقتی براش نداری واقعا ناراحت کنندس...
          	  ولی تو به خودت سخت نگیر چون زندگی همیشه اونطوری که ما میخوایم یا انتظارشو داریم پیش نمیره .... ما منتظرت میمونیم ♡
Reply

ixArio

@LittlleMoa منتظر میمونیم، موفق باشییی^^
Reply

Shgj5785

@LittlleMoa منتظرت میمونیم عزیزم تو بهت خودت فشار نیار ولی لطفااا کاملش کن من منتظر بودم تموم شه بخونمش موفققق باشییی امیدوارم همیشه تو زندگیت کارات جوری که بخوای پیش برههه
Reply

Aurewrite

یونجون برای بار هزارم بومگیوی غم زده ای که کنارش نشسته بود و به ستاره های درخشان خیره شده بود و زانوهاش رو بغل کرده بود رو از نظر گذروند.
          درسته دلیل غمگین بودن و ترس بومگیو کوچولوی کنارش قاتلی ناشناخته بود که درست شب های دوشنبه ی هر هفته یه دانش آموز از دبیرستان دونگچئونشون رو به قتل میرسوند و با ردی از خون کف دست مقتول هارو رو با جمله ی (انسان هایی مثل شما حق زندگی کردن ندارن) تزئین می کرد.
          هیچکس جز خود قاتل عوضیش خبری از دلیل این قتل ها نداشت و ممکن بود هدف بعدی قاتل یکی از همین دونفر یا یکی از بقیه ی دانش آموز ها می بود..... https://www.wattpad.com/story/413260885?utm_source=android&utm_medium=org.telegram.messenger&utm_content=share_reading&wp_page=reading_part_end&wp_uname=Aurewrite

ixArio

خیلی گذشته اما من برای یه لحظه یاد شما افتادم و وقتی اکانتت رو چک کردم و دیدم خیلی وقته نیستی نگران شدم ")  امیدوارم هر جا که هستی همه چیز روبراه باشه نانا ㅠㅠ

Aurora11011

LittlleMoa

موفق باشی عزیزم
            وقت کنم حتما میخونم برات کامنت میذارم❤️
Reply