دوستم ناراحت شده از دستم:(
چون با رفیقای دیگم رفتم بیرون و وقتی میخواستم با اون برم بیرون کار برام پیش اومده
و الانم دارم میرم و یه هفته توی شهر نیستم
حس میکنم این حس رو بهش دادم که اونو دوست خودم نمیبینم، یا حداقل از بقیه کمتره برام
ولی واقعا اینطوری نیست، نمیدونم چجوری میتونم این حس رو از بین ببرم- قلب های شکسته فراوان*
این مدت خیلی این احساسو بهش دادم، ولی واقعا بیشتر از بقیه دوسش دارم.
نمیدونم چیکار کنم، عین خر تو گل گیر کردم.
دوستم ناراحت شده از دستم:(
چون با رفیقای دیگم رفتم بیرون و وقتی میخواستم با اون برم بیرون کار برام پیش اومده
و الانم دارم میرم و یه هفته توی شهر نیستم
حس میکنم این حس رو بهش دادم که اونو دوست خودم نمیبینم، یا حداقل از بقیه کمتره برام
ولی واقعا اینطوری نیست، نمیدونم چجوری میتونم این حس رو از بین ببرم- قلب های شکسته فراوان*
این مدت خیلی این احساسو بهش دادم، ولی واقعا بیشتر از بقیه دوسش دارم.
نمیدونم چیکار کنم، عین خر تو گل گیر کردم.
@Maia_sea
فکر کنم زیادی همو درک میکنیم
چون حتی به محض اینکه خود واقعیم نشون میدم همه شروع میکنن به دور شدن، پس ترجیح میدم خودمو زیر خاک دفن کنم و با این نقاب زندگی کنم
@Maia_sea اوه درکت میکنم،مدام دوست دارم با کسی صحبت کنم ولی میدونی چیه ؟در آخر فقط به این نتیجه می رسم که هیچکس نیست،هیچکس نیست که براش حرف بزنم ،هیچکس به خودِ واقعیم علاقه ای نداره .حق هم داره کی از یه افسرده خوشش میاد؟