Malsik775

سلام دوستان امیدوارم حالتون خوب باشه 
          	من اومدم با یه رمان کاملا متفاوت 
          	یه دختر لجباز و غرغرو و یه پسر مغرور و عجول‍♀️‍♂️
          	رمانی که هر لحظه اش شما رو غافلگیر می‌کنه 
          	امیدوارم بخونیدش و  لذت ببرید 
          	لطفا پیشنهاداتتون و بهم بگید (^o^)

moonriver85

قصر جاییه که توش آدم خوبی بودن یا عادل بودن بزرگترین جرمه!
          سیاست های کثیف،جرم و جنایت های بزرگ و توطئه جای جای قصر رو فرا گرفته...
          تنها چیزی که همه توی این قصر بهش چنگ میزنن و به خاطرش مرتکب قتل های بزرگ میشن،قدرته!
          محبوبیت،شهرت و احترام همش به وسیله ی قدرت میاد
          اینجا مهربون بودن عاشق بودن عادل بودن بزرگترین ضعفه
          و فقط آدم بدی بودن بد ذات بودنه که کمکت می‌کنه به قدرت برسی!
          قدرتی که به کثیف ترین شکل ممکن بدست اومده،اما به شگفت انگیزترین شکل ممکن پایدار میمونه...
          
          _زندان‌بان،غریبه ی آشنا
          روایت عشقی بر سایه ی اختلاف طبقاتی و پستی و بلندی های فراوان اما حقیقی و پاک؛♥️
          
          https://www.wattpad.com/story/404992506?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=moonriver85

inkwel

https://www.wattpad.com/story/404442517?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=symphoria
          
          درود ❤️✨
          ببخشید که اومدم توی مسیج بورد :)
          اکانت @itzlalisair که متعلق به من بود از دسترس من خارج شد و دارم دوباره داستان می‌نویسم ؛)
          پس اگه دوست داری با من همراه بشی، منو با زیبایی انتخابت خوشحال کن! ♥️

Malsik775

سلام دوستان امیدوارم حالتون خوب باشه 
          من اومدم با یه رمان کاملا متفاوت 
          یه دختر لجباز و غرغرو و یه پسر مغرور و عجول‍♀️‍♂️
          رمانی که هر لحظه اش شما رو غافلگیر می‌کنه 
          امیدوارم بخونیدش و  لذت ببرید 
          لطفا پیشنهاداتتون و بهم بگید (^o^)

Kookv_Jk_V

ببخشید، بی‌اجازه وارده مسیج بوردت میشم عزیزم،اما خوشحال میشم اگه دوست‌داشتی یه‌نگاهی به بوکِ فیک‌چت‌هام بندازی و اگه خوشت‌اومد با ووت و کامنت ازش حمایت کنی~♥
          
          https://www.wattpad.com/story/402084858?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Kookv_Jk_V

Seti656700

کیم تهیونگ و جىٔون‌ جونگکوک تو سن کودکی متهم به قتل عمد میشن و بخاطر اینکه به سن قانونی نرسیدن وارد موسس اصلاح و تربیت که فرقی با زندان یا تیمارستان نداره میشن و چی میشه اونجا همدیگر  ملاقات کنن ؟
          
          -------------------------
          
          تکیه داد به دیوار سرد اتاقش
          زانوهاش و بغل کرد
           یه قطره اشک از چشماش چکید؛)
          آهنگ غمگین زیادی رو مخش بود 
          روش دوتا پتو بود ولی میلرزید
           از سرمای قلب یخ زدش . . .
          از شدت قلب درد چشماشو بسته بود
           که هیچ چیزی حس نکنه
           مدام زمزمه میکرد!
          چیزی نیس! اینم میگذره!
          عادت میکنی عادت میکنی!
          عادت میکنی!!!
          
          
          I think you'd like this story: "Boy A"Vkook"" by Seti656700 on Wattpad https://www.wattpad.com/story/370335533?utm_source=android&utm_medium=org.telegram.messenger&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Seti656700
          
          خوشحال میشم نگاهی بندازید :)