MarziehMostafazadeh

دارم ادامه‌ی بوک قفس طلایی رو می‌نویسم دوستان. منتظرش باشید و تو کتابخونه‌تون داشته باشید تا وقتی پارت جدید رو آپ کردم، نوتیفش براتون بیاد ^_^

Kookv_Jk_V

https://www.wattpad.com/story/402084858?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Kookv_Jk_V
          
          میتونی برای خواندن داستان‌هایی سرتاسر شیرینی و شکری کلیک کنی✨

MarziehMostafazadeh

@Kookv_Jk_V اینو تو کتابخونه‌م دارمش و منتظر نوتیفش می‌مونم تا پارت جدید رو بخونم ^_^
Antworten

swan7boy

عشقِ یک آدمکش
          
          «سه سال از آن حادثه‌ی ناگوار می‌گذشت و تهیونگ هنوز نتوانسته بود با خودش و زندگی‌اش کنار بیاید. چه می‌شد اگر سر و کله‌ی یک ناجی در زندگی‌اش پیدا می‌شد؟ اما... آیا او واقعاً فقط یک ناجی بود؟»
          Couple: kookv, yoonmin
          Genre: dark romance, Angst, part of life, smut
          
          بخشی از فیکشن:
          تمام بوم‌ها رو روی زمین می‌‌انداخت و داد میزد... از اعماق وجودش. 
          دست خونینش رو بالا آورد و چونه‌ی پسر رو که در حال سیگار کشیدن بود گرفت:
          
          - ترک کردن من از ترک کردن سیگارت راحت تر بود مگه نه؟
          
          سرش رو بالا و پایین کرد و دود سیگارش رو توی صورت پسر پخش کرد.
          
          https://www.wattpad.com/story/408034962?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_writing&wp_page=create&wp_uname=swan7boy