الان که پرپل رو تموم کردم یه حس عجیبی دارم
و میگم ای کاش بین خوندنش وقفه نمی افتاد و تو همون حال و هوای تابستونی بازم با اون حسی که بهم میداد همراه میشدم
امااا در اخر واقعا خسته نباشی و پرپل رفت جزو اون فیکشن هایی که عزیزدل میمونن برام>.<
قبل از همه چیز عیدتون مبارک باشه، از صمیم قلبم آرزو میکنم که همهمون سال متفاوتی رو تجربه کنیم، سالی که آخرش بگیم من نسبت به سال قبل خیلی بزرگتر شدم و خودم رو بیشتر میفهمم. لبتون همیشه خندون عسلای من
یک ساعت پیش هم قسمت جدید پرپل آپ شد، امیدوارم خوشتون بیاد✨
زمان ثابت آپ پرپل: چهارشنبه شبها.
من بوکت رو داخل مسیج بورد یکی از نویسندهها دیدم.داشتم با خودم فکر میکردم احتمالا تازه شروع کردی یا اونقدری داستان جذاب نبوده برای بقیه و نمیدونم چرا تصمیم گرفتم به سلیقه اون آدم اعتماد کنم و بخونمش!
از بوکت رایحهی قهوه و درد استشمام میشه..قهوه به خاطر سبکی که احساس میکنم به کلاسیک شبیهِ و درد به خاطر ردی خون روی هر پارتی که جئون درحال رنج کشیدنه.
من منتظر چهارشنبه شبایی هستم که قراره این داستان آپ بشه و فقط خواستم یه دالی کرده باشم و بهت بگم سبک نوشتنت رو دوست دارم و طوری که افکار جونگکوک رو به تصویر میکشی و البته متنهایی که بعضیاشون به اندازه ردهای سوختگی عذاب اورند:))
ممنونم به خاطر آپ کردن این داستان و به اندازه هر 20 پارت خسته نباشی هانی^^♡
@NoooNooy سلام عزیز دل♥️، جای خوشحالی داره که توجهت به این بوک جلب شد و از اون بهتر اینکه این قسمتها رو جلو اومدی و اینطوری قشنگ توصیفش میکنی.
کار خوبی کردی پیام دادی و امیدوارم تا اخر لذت ببری✨