واقعا خوشحالم که با واتپد اشنا شدم
شاید مثل قبلنا نیام اینجا چون دیگه چیزی تو ذهنم ندارم برا گفتن ولی هنوزم تنها جاییه که خیلی راحت میتونم حرف بزنم احساساتمو بیان کنم و شخصیتای مختلفمو بروز بدم
برا همین الانم اینجام
از دیروز یهو این فکر اومده تو ذهنم که من حتی یه دونه دوست صمیمیم ندارم و نمیدونم چرا اصلا بهش فکر میکنم چون قبلا اصلا همچین چیزی برام مهم نبود ولی الان به این فکر میکنم که هیچ کسی نیست که بتونم باهاش از مشکلاتم بگم دردودل کنیم باهم یا حتی بخوام باهاش برم بیرون و بهش اعتماد داشته باشم.
دوستای زیادی دارم ولی با هیچ کدوم نمیتونم همچین کارایی رو انجام بدم در حد سطحی یه سری دوست دارم
در واقع چون درونگرام و کلا یه کم اخم همیشه رو صورتم هست بقیه فکر میکنن مغرورم و یا چون کم حرفم حال نمیکنن باهام . یا شایدم چون بیشتر به صحبتای عمیق اهمیت میدم تا دلقک بازی یکسره
مشکل اینجاس که چرا دارم بهش فکر میکنم چون روابط اینطوری کلا منو دچار اضطراب میکنه چون خیلی بدبین و کم اعتمادم به بقیه که بخوام دوست صمیمی داشته باشم که کل زندگی همو بدونیم . عجیبه...
به بعضی از فیکایی که خوندم وقتی نگاه میکنم ،همراهش هم خاطرات اونموقعا برام یاداوری میشه چه بد بوده چه خوب ،هم اینکه بعضیاشون شاهکار به تمام معنا بودن و فقط با دیدن کاور بوک تمام احساساتم موقع خوندن اون فیک برام تداعی میشه .
هر هزارسال یه باری که میام واتپد بدو بدو میرم نوتیفارو نگا میکنم ببینم کی رو کامنتام ریپلای زده و چی گفته بعد میشینم کامنتارو دوباره میخونم و باهاشون میخندم .حالم خوب میشه
و دوباره میرم و چند ماه بعد برمیگردم
ریدینگ لیستام انقد به هم ریخته شده که اصن جرٸت نمیکنم برم سمتشون
ینی ازون موقعی که فیکارو ریپورت میکردن و رایترا اومدن انپابلیش کردن من دیگه ریدینگ لیستامو مرتب نکردم
فک کنم یه هشت نه ماهی میشه ....
البته اون موقع که نمیشد چون وقت سر خاروندن نداشتم ولی الان دیگه برا ارامش روان خودمم که شده کم کم مرتبشون میکنم
تازه همون موقعا که فک کنم دی بود یه فیکو نصفه خوندم . هنوز ایشون در صف انتظار برا خونده شدنه