ما قاتلیم، ما قاتلان رویای خود و دیگرانیم
ما قاتلیم، ما قاتلان حشرات و حیوانات کم جانیم
ما قاتلیم، ما قاتلان صلح و عدلتانیم
ما قاتلیم، ما قاتلان عشق حقیقی و قلب تپندگانیم
ما قاتلیم، ما قاتلان علم و دانش و ذهنهای نوسانیم
ما قاتلیم، ما قاتلان شادی و خنده کودکانیم
ما قاتلیم، ما قاتلان خویش، خویشاوند، غیر خویش و هم گونه گانیم
ما قاتلان همهگانیم
ما قاتلیم، ما قاتلان رویای خود و دیگرانیم
ما قاتلیم، ما قاتلان حشرات و حیوانات کم جانیم
ما قاتلیم، ما قاتلان صلح و عدلتانیم
ما قاتلیم، ما قاتلان عشق حقیقی و قلب تپندگانیم
ما قاتلیم، ما قاتلان علم و دانش و ذهنهای نوسانیم
ما قاتلیم، ما قاتلان شادی و خنده کودکانیم
ما قاتلیم، ما قاتلان خویش، خویشاوند، غیر خویش و هم گونه گانیم
ما قاتلان همهگانیم
عمرم را در جستجوی معنای عشقی بودم که انقدر ملت را به هراس، جنون، پرستش، خواستن و پس زدن کشانده بود.
تا طِی بی سرانجام ماند؛
البته تا قبل آنکه چشمانم چشمانش را ببیند، قبل آنکه صدای خنده اش گوش هایم را فریب دهد و قبل آنکه «خانه» تجسمی از آن باشد-