Sign up to join the largest storytelling community
or
Stories by Mysterylnk
- 5 Published Stories
𝑩𝑨𝑲𝑬𝑴𝑼𝑹𝑨
7
1
1
قرار بود فقط یه تعطیلات ساده باشه ولی همه چی از جای ترسناک شد که اون درخت اون درخت لعنتی وسط راه درست پیدا شد
𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐬
29
4
1
وقتی به در رسید، روی نوک پا ایستاد و چشمش را به سوراخ در چسباند.
تاریکی.
هیچ چیز دیده نمیشد.
نه صورت.
نه بدن...
𝐖𝐫𝐨𝐧𝐠 𝐰𝐚𝐲
20
0
1
از اول هم میدونستن راه اشتباه ولی ادامه دادن و در اخر چی شد؟
«ما... ما چیکار کنیم ح...ح..حالا چه...چه بلای س...