Nameless_Hanna

یه لانگ فیک درحال تایپ دارم که به زودی اینجا پست میکنم  شیپای اصلیش استونی و سمباکی
          	حتما از دستش ندید چون سه ساله دارم روش کار میکنم ;)

Theaurrora

جیسونگ پسری ساده و معصوم بود، ولی پشت لبخند ملایمش یه راز تاریک پنهون بود. چیزی که مینهو خیلی دیر فهمید... و وقتی فهمید، وارد جهنمی شد که جیسونگ با دست های خودش ساخته بود.
          
          -"من اون فرشته‌ای نیستم که تو تو خیال‌هات ساختی، لی مینهو... من زهر می‌ریزم تو جامی که با لبخند بهت تعارف می‌کنم. دنیامون پر شده از درد و وسواس، جایی که تنها راه زندگی کنار من، قدم زدن تو سقوطه.
          حالا بگو، می‌تونی این شیطان رو دوست داشته باشی؟ یا اینکه این عشق لعنتی، آخرش ما رو نابود می‌کنه؟"
          
          اگه دنبال فیکشن مینسونگ هستی که با لطافت شروع می‌شه ولی آروم‌آروم کشیده می‌شی به دنیای تاریکی که از اعتماد، کنترل می‌سازه و از عشق، وسواس، پیشنهاد میدم موگه رو بخونی:)
          خوشحال میشم به جمع برف کوچولوهای من بپیوندی♡
          https://www.wattpad.com/story/397971590?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Theaurrora

Nameless_Hanna

یه لانگ فیک درحال تایپ دارم که به زودی اینجا پست میکنم  شیپای اصلیش استونی و سمباکی
          حتما از دستش ندید چون سه ساله دارم روش کار میکنم ;)

stylesmahya

to hamon hanna hasti to ie anjoman ke esmesho nemidonam?!! khkhkh 

stylesmahya

@stylesmahya na man dost interneti nadaram :( 
Reply

Nameless_Hanna

@stylesmahya پس همو نمیشناختیم ها؟=)
Reply

stylesmahya

@stylesmahya اخه من یه جا عضو شدم این یوزرنیم هم اونجا بود. خخخخ فقط خواستم بدونم
Reply