Nazanin_zk

خبب همونطوری که گفته بودم ، پارت سوم تقدیم نگاهتون~
          	ووت و کامنت رو فراموش نکنید:)
          	خیلی توی نوشتن بهم انگیزه میده❤️
          	
          	https://www.wattpad.com/1581151796?utm_source=android&utm_medium=org.telegram.messenger&utm_content=share_published&wp_page=create_on_publish&wp_uname=Nazanin_zk

Supernatural313

شیائوژان وجود نداشت.
          
          می‌توانستید تک‌تک واحدهای ساختمانی‌ای را که شیائوژان زمانی در آن‌ها زندگی می‌کرد در بزنید؛
          از همسایه‌ها درباره‌اش بپرسید،
          اما هیچ‌کس نمی‌فهمید دقیقاً درباره‌ی چه کسی حرف می‌زنید.
          
          نمی‌توانستید با هیچ‌کدام از دوستانش تماس بگیرید؛
          چون دوستی نداشت.
          پیدا کردن خانواده‌اش هم تلاشی بیهوده بود؛
          چون خانواده‌ای نداشت.
          
          در واقع، تنها کسی که از وجود شیائوژان خبر داشت…
          خوب—
          خودِ شیائوژان بود.
          
          و اگر راستش را بخواهید،
          بعضی روزها حتی خودش هم به این موضوع اطمینان نداشت.
          
          هیچ‌کس در این سیاره، شیائوژان را نمی‌دید.
          او نامرئی بود.
          سایه‌ای خاموش که بی‌صدا میان آدم‌های عادی حرکت می‌کرد—
          آدم‌هایی که دوست داشتند،
          عشق را تجربه می‌کردند،
          خانواده داشتند.
          
          فکر نکنید هرگز تلاش نکرده بود با کسی ارتباط برقرار کند.
          شیائوژان تلاش کرده بود.
          مشکل این‌جا بود که در این کار… افتضاح بود.
          
          تمام تلاش‌هایش
          به صداها و آواهای ضعیفی ختم می‌شد
          که تقریباً همیشه در گلویش گیر می‌کردند
          و هرگز راهی به بیرون پیدا نمی‌کردند.
          
          اما حتی اگر می‌توانست حرف بزند—
          واقعاً قرار بود چه بگوید؟
           #S_M_H 
          https://www.wattpad.com/story/405304865

Supernatural313

 داستان: «او یک فرشته بود»
          
          ⚠️ هشدار پیش از آغاز
          این داستان فقط یک قصه نیست؛ یک سفر احساسی‌ست.
          دو فصل دارد —
          
          فصل اول پایانِ شادی ندارد.
          فصل اول قرار نیست شما را آرام بگذارد…
          بلکه می‌خواهد قلبتان را بشکند، روحتان را بلرزاند و یادتان بیاورد که از دست دادن، گاهی بخشی از زندگی است.
          
          اما اگر همراه بمانید…
          فصل دوم مثل آخرین نور امید درست همان لحظه‌ای می‌رسد که فکر می‌کنید دیگر تحمل ندارید —
          و پایان خوبش، مرهمی‌ست برای تمام زخم‌های فصل اول.
          
          
           مقدمه فصل اول:
          
          گاهی فرشته‌ها در آسمان نیستند.
          گاهی میان ما قدم می‌زنند…
          در ازدحام خیابان‌ها، پشت سکوت شب‌ها، میان آدم‌هایی که دوست‌شان داریم…
          
          اما ما نمی‌شناسیم‌شان — چون بال ندارند.
          نه هاله‌ای دورشان هست، نه نور از چهره‌شان می‌تابد.
          
          با این‌حال…
          گاهی یک چیز در وجودشان فریاد می‌زند که آن‌ها از جنس این دنیا نیستند:
          
          چشم‌هایی که پاکی‌شان را نمی‌شود پنهان کرد،
          نگاهی که حتی تاریکی را نمی‌ترساند،
          لبخندی که انگار خودش التیام و آرامش است…
          
          همین‌ها کافی‌ست تا بفهمیم…
          او یک فرشته است.
          
          و درست همین‌گونه بود —
          درست او… یک فرشته بود.
          شیائوژان، فرشته‌ی این داستان.
          فرشته‌ای که میان آدم‌ها زندگی می‌کرد…
          و هیچ‌کس نمی‌دانست قرار است سرنوشت چطور بال‌هایش را بشکند.
           #S_M_H
          https://www.wattpad.com/story/404564028

Nazanin_zk

سلام به همگی~
          خواستم بگم من حدودا دو هفته ای هست که توی سفرم و لپ تاپم همراهم نیست.
          پارت بعدی فیک جدیدمون وقتی برگشتم حتما استارت میخوره.❤️

PedeNanaz

@nazanin_zk مگه این آیدی تلگرامت نیست عزیرم. از داخل پیچت برداشتم همونجا که گفتی بیو را نوشتی به همین ایدی پیام دادم. الان دیدم که پیام دریافت شده بود ولی جوابی نیومده بود. امیدوارم درست باشه. مزاحم کسی نشده باشم یک وقت

PedeNanaz

@Nazanin_zk اوه خدا رو شکر که حالت خوبه گل قشنگم ♥️ 
          اره عزیزم داخل تلگرام بهت پیام دادم. نوشتم پرشیا از واتپد هستم. الان بازم بهت پیام میدم فرشته کوچولوی قشنگم ♥️ 
          خیلی خوب کردی بهم پیام دادی، کلی خوشحال شدم❤️

PedeNanaz

فرشته ی من حالت خوبه گلم میشه یه خبر بهم بدی عزیزم من نگرانم 

Nazanin_zk

@PedeNanaz آیدیم اینه : Nazaniin_Zk
Reply

Nazanin_zk

@PedeNanaz نه نه یدونه i کم گذاشتی.
            Nazaniin_zk
            
Reply

Nazanin_zk

@PedeNanaz قربونت❤️
            مطمعنی ایدیمو درست زدی؟ آخه پیامت نیومده برام..منتظرش بودم
Reply