دلم واسه وقتایی ک بدون دغدغه فف میخوندم و برای ی سری فف ها فنگرلی میکردم تنگ شده
حتی دلم برای فف خودمم تنگ شده
.
.
.
.
.
.
.
.
میدونین چیه؟ هیچوقت هیچ چیز هیچ کس و هیچ اتفاقی رو واسه خودتون انگیزه نکنین
از بین رفتن اون چیزی ک واست انگیزه شده میتونه از پا در بیاره آدمو
به راحتی آب خوردن زندگیتو مختل میکنه
و وقتی ک میخوای خودتو جمع کنی و انگیزه جدید پیدا کنی و مسیر زندگیتو ک از دستت خارج شده کنترل کنی
میبینی که چند ماه یا چند سال از وقت و زندگی با ارزشت تلف شده
.
.
.
اینو یادت باشه هیچ چیز و هیچکس ارزش نداره
فقط خودتی که مهمی
خودت
خودت
حتی اونیم ک عاشقته ی روزی ماسکشو برمیداره و از پیشت میره
همه تنهاییم
اون شلوغی اطرافمون اون دوستا و رلیشن شیپهایی ک درگیرشونیم فقط ی توهمه
ی توهم بزرگ
یا شایدم ی دروغ که آدم به خودش میگه تا این واقعیت تلخو که خیلی تنهاست از خودش دور نگه داره:(((((((((
دلم واسه وقتایی ک بدون دغدغه فف میخوندم و برای ی سری فف ها فنگرلی میکردم تنگ شده
حتی دلم برای فف خودمم تنگ شده
.
.
.
.
.
.
.
.
میدونین چیه؟ هیچوقت هیچ چیز هیچ کس و هیچ اتفاقی رو واسه خودتون انگیزه نکنین
از بین رفتن اون چیزی ک واست انگیزه شده میتونه از پا در بیاره آدمو
به راحتی آب خوردن زندگیتو مختل میکنه
و وقتی ک میخوای خودتو جمع کنی و انگیزه جدید پیدا کنی و مسیر زندگیتو ک از دستت خارج شده کنترل کنی
میبینی که چند ماه یا چند سال از وقت و زندگی با ارزشت تلف شده
.
.
.
اینو یادت باشه هیچ چیز و هیچکس ارزش نداره
فقط خودتی که مهمی
خودت
خودت
حتی اونیم ک عاشقته ی روزی ماسکشو برمیداره و از پیشت میره
همه تنهاییم
اون شلوغی اطرافمون اون دوستا و رلیشن شیپهایی ک درگیرشونیم فقط ی توهمه
ی توهم بزرگ
یا شایدم ی دروغ که آدم به خودش میگه تا این واقعیت تلخو که خیلی تنهاست از خودش دور نگه داره:(((((((((
I think you'd like this story: "Taboo|منع شده [L.S]" by blackrak on Wattpad https://my.w.tt/BEtM6wzDU5
هی ممنون میشم به فف دوستم سر بزنی و بهش یه فرصت بدی:'))
تنکص لاو..
خیلی خیلی خستهم و نمیدونم کجا حرف بزنم
آخه من همیشه تحمل میکنم و وقتی ک موقع چسناله های خودم میرسه
هیچکس تحمل نداره
ولی من باید واسه همه رو تحمل کنم و حتی درکشون کنم
پس خودم چی؟
@shabnamama خیلی نظرات منفی گرفتم دربارهش جوری ک فهمیدم رسما دارم بولشت مینویسم و اون اواخر از راه خودش منحرف شده بود و توی شرایط روحی مناسبی نبودم ک بیخیال از کنار اون حرفا بگذرم و ادامهش بدم، شاید تابستون کامل بنویسمش و ب عنوان ی بوک کامل پابلیش کنم... هو نو؟