نتم وصل شده و تنها چیزی که میتونم بگم اینه که ای کاش منم توی خیابونها مُرده بودم.
بارِ غمِ زنده بودن، هیچوقت تا به امروز انقدر برام سنگین و سخت نبوده که الان هست.
امیدوارم حالِ خودتون و خانوادههاتون خوب باشه، و اگر داغِ از دست دادنِ عزیزی رو دیدید از پروردگار براتون بردباری رو درخواست میکنم.
به همهمون تسلیت میگم.
روح تمامِ جاویدنامهامون شاد باشه.
یه عشق ممنوعه، یه دشمنی قدیمی، یه توهم که تهیونگو تا مرز نابودی کشوند.
ولی هنوزم دلش آغوش میخواست، حتی اگه از یه غریبه باشه.
ژانر: مافیایی | روانی | عاشقانه
کاپل: کوکوی
https://www.wattpad.com/story/396759861
پارک جیمین، وارث پنهان امپراتوری پارکها، که بیست و دو سال هویت و وجودش در سایهها مخفی مانده بود، پس از فروپاشی خانوادهاش، توسط قانون به بند کشیده شد و محکوم به حبس ابد شد، اما هنگامی که کیم نامجون، افسر برجسته و نفوذی کره جنوبی، پیشنهادی مرموز به او داد، جیمین مغزش را به کار انداخت تا مسیرش را به سوی جئون جونگکوک و رقیب دیرینهاش، کیم تهیونگ، باز نماید؛ دو مردی که روزگاری فراتر از دشمنی میانشان بود، اما اکنون سایهای از گذشتهای پرآشوب بر روابطشان سنگینی میکرد.
• Couples: Vkook / Kookmin / Vmin
• Genres: Dark / Harsh / Smut / BDSM / Action / Crime / Mystery
https://www.wattpad.com/1536743080?utm_source=ios&utm_medium=link&utm_content=share_writing&wp_page=create_story_details&wp_uname=jkscorp
Ignore User
Both you and this user will be prevented from:
Messaging each other
Commenting on each other's stories
Dedicating stories to each other
Following and tagging each other
Note: You will still be able to view each other's stories.