خیلی قبل تر از یه سال پیش شروع کردم به خوندن این فیک،حتی یادم نمیاد کی بود ولی خب اولین فیکی بود که ۵ بار مرورش کردم و هربار از خنده مردم و برام تکراری نشد،خوشحال میشیم فصل ۲ رو هم ببینیم.
پارتی که تهیونگ و جونگکوک همو پیدا کردن رو هیچوقت فراموش نمیکنمجوریکه همه ی دیالوگ هاشون واقعی به نظر میرسیدن میخواستم خودکشی کنم بابتش
#Apocalypse
فصل دوم*
-باید صادق باشی تهیونگ . برای نجات دوستت، حرفش رو تایید کن. تو میدونستی که جونگکوک، توی کمپ مقابله؟
باور کن اونا دوست هم نیستن)))) یچیزی خیلی بیشتر از دوستنننن
#Apocalypse
فصل دوم*
-مطمئنم تا الان فکر میکردی توی اولین مبارزه آزمایشی بین دوکمپ ، کاملا اتفاقی مقابل هم قرار گرفتین ولی من تنها تماشاچی مشتاق شما بودم میدونستم اونقدری باهوش هستین که بتونین همدیگه رو تشخیص بدین و طبق معمول درست فهمیده بودم
یونگیِ اخرالزمان رو باید گرفت بوسید
#Apocalypse
فصل دوم*
Ignore User
Both you and this user will be prevented from:
Messaging each other
Commenting on each other's stories
Dedicating stories to each other
Following and tagging each other
Note: You will still be able to view each other's stories.