دوسال پیش بعد از این که اسلحه رو خوندم خیلی ی هوی تصمیم گرفتم نعنا رو روی شونم تتو بزنم الان که ی هو دیدمش تمام خاطرات اون دوران و حس خوبی که داشتم برام تکرار شد راحیل عزیز بابت تمام خاطرات خوبی که اون دوران برام به جا گذاشتی مچکرم
سلام بانو راحیل
واقعا نمیشه توصیفی برای داستانت کرد
از بس که زیباست
من یه سوال داشتم.
من داستانتو خوندم ورژن کوکمین رو هم خوندم و رفتم سراغ بقیشو و دیدم فرقی نمیبینم انگار که فقط اسمای شخصیت هارو عوض کرده باشی
حالا چرا دارم اینو میگم؟
چون اکثرا شنیدم میگن که این فصل دوشه و نیمدونم یکشه و اینا ولی من نفهمیدم که چه فرقی بینشونه
حتی پایان هرکدوم رو هم نگاه کردم و دیدم شبیه همه
نمیخوام انتقاد یا بی احترامی کنم
فقط سوالمو پرسیدم که فکر کنم سوال نبود(خنده)
خلاصه که هرجا هستی سالم و سلامت باشی.
دوستت دارم
راحیل جان نمیدونم چطور میتونم ازت تشکر کنم یا حتی برات توصیف کنم که چقدر ازت ممنونم.
اسلحه برای من فقط یه فیک نیست و توی این سه سال تبدیل شده به قسمتی از وجودم.
اونقدری خواندمش که با تمام وجودم همه کاراکتر ها را درک کردم و باهاشون زندگی کردم
واقعا اسلحه یک شاهکاره تکرار نشدنیه
با تمام وجودم ازت ممنونم ♡♡♡♡
راحیل کاش راه ارتباطی باهات داشتم
میشه خواهش کنم بازم بنویسی
اسلحهات قلبم رو برد
چطور میتونی انقدر بینقص و خلاق و عمیق بنویسی
این ظلمه که از قلمت محروم باشیم
سلام راحیل نازنینم؛
من برای بار نمیدونم واقعا چندم باز اسلحه رو شروع کردم ، تنها راه فرارم از غم هاست واقعا ، هربار درست مثل همون اول اشک میریزم ، لبخند میزنم ، و نس های دیگر.
مثل همیشه میگم توانایی ادا کردن کلمات رو ندارم ک بخوام شدت زیبا بودن اسلحه رو بیان کنم ، فقط مثل همیشه میگم شاهکار همیشگی و تک!
بوسه رو دستات مثل همیشه :)
فقط اینکه شما دیلی دارید راحیلِ عزیرم؟ اگر کسی دیلی رو داره لطفا به من لینک بده سپاس گزارم.