یعنی من میام واتپد ناخودآگاه لبخند رو لبم میشینه
خوشگل موشگلا به دنیای رسا خوش اومدید. به فیکشن جدیدم هم سر بزنید، فصل یکش کامل شده و هرهفته آپش رو منظم انجام میدم. بعد از خوندن باقی فیکشنهام میدونید مدلم چیه و من همیشه داستان رو با آرامش و پرجزئیات پیش میبرم پس منتظرش باشید
یعنی من میام واتپد ناخودآگاه لبخند رو لبم میشینه
خوشگل موشگلا به دنیای رسا خوش اومدید. به فیکشن جدیدم هم سر بزنید، فصل یکش کامل شده و هرهفته آپش رو منظم انجام میدم. بعد از خوندن باقی فیکشنهام میدونید مدلم چیه و من همیشه داستان رو با آرامش و پرجزئیات پیش میبرم پس منتظرش باشید
@raha_tt درود بهت عزیزم. بله متأسفانه هانا به مدت دو سال و خوردهای متوقف شد. بعد از اینکه تونستم تمرکزم و زمان کافی برای نوشتن پیدا کنم، به تکرار برگشتم هم با فیکشن جدید و هم با تموم کردن داستان هانا. ممنونم از پیامت دیدنش باعث دلگرمی بود.
وای وای چه ریدرای خوشگول موشگولی اضافه شدن به جمعمون! کلی خوشحالم کردید. لطفاً نسبت به نقصهای فیکشنهای چند سال پیشم مهربون باشید و اون رو حاصل بیتجربهگیم بدونید.
فیکشن جدیدم هم فردا پارت اولش آپ میشه که البته باید بگم فصل اولش رو نوشتم و تکمیل.
سلام عزیزم من خیلی وقت پیش هانا رو می خوندم بعد یک مدتی اصلا اپ نمی کردی تا اینکه دوباره برگشتی ولی اینبار این من بودم که به خاطر مشغله های زندگی خیلی کمتر فیک می خوندم ولی دوست دارم دوباره شروع به خوندن هانا کنم امیدوارم موفق باشی
درود به همگی کچلای عزیزم
متأسفانه واتپد باگ داره هرچه قدر تلاش میکنم تا تم فیکشنها رو تغییر بدم سیو نمیشه.
اگه راه حلی دارید ممنون میشم بهم بگید.
هانای عزیزم هم تموم شد دوستش داشته باشید و بهش عشق بدید.
خوشاومدید خوشگلا. ببینید گایز من دو سه سال پیش که مینوشتم واقعا نگارش خیلی بدی داشتم به بزرگی خودتون ببخشید؛ هرچه قدر که جلوتر رفت بهتر شدم و الان واقعا وضعیتم نسبت به قبل خیلی بهتره. پس هانافوبوکی، ممنوعهمن رو دوست داشته باشید. بازگشت و آلسرس رو نگفتم چون از نظرم خیلی ضعیفن و دوست ندارم کسی من رو با اونها بشناسه. به زودی بعد از اتمام هانافوبوکی یه ادیت کلی بهش میزنم از لحاظ نگارشی و بعد فیکشن جدیدم که فصل اولش رو هم نوشتم براتون میذارم ممنونم که هستید رَسا دلش به شما گرمه.
کچلای من چطورید؟؟؟
من تهران بودم و عملا دو هفته نت نداشتم حتی آنتن!!!
خوبید؟؟
آخ داشتم دیونه میشدم و انقدر استرس داشتم که حتی نتونستم یک خط بنویسم!
همه چی خوب پیش بره این هفته آپ خواهیم داشت.
جوابم رو بدید ببینم همه خوبید.
بوس به کله هاتون.
زمانی که از ممنوعه نوشتم
دوست داشتم اون حسی که خودم همراه باهاش تجربه کردم و تجربه کنید
اون زمان هایی که برای زنجیروار شدن جملاتش نشستم و فکر کردم و حتی گاها بدون اینکه زیاد فکر کنم،کلمات قصد کردن که نوشته بشن
ممنوعه با وجود تمام نقصهایی که داره،محبوب دل منه!
اون لحظات و بازی با کلماتی که داره باعث میشه خودم پر از حس خوب باشم!
امیدوارم شما هم فقط به چشم یک روند داستانی بهش نگاه نکنید و اون صادقانه بودن کلمات رو هم دوست داشته باشید
ممنونم
Ignore User
Both you and this user will be prevented from:
Messaging each other
Commenting on each other's stories
Dedicating stories to each other
Following and tagging each other
Note: You will still be able to view each other's stories.