moone_writer

سلام عزیزم:)
          
          این فیکشن منه توی ژانر: بیزنسی، عاشقانه، هیجانی-معمایی، انگست، اسمات
          
          با الهام از سریال «قلب‌های مدفون» 
          کاپل: جونگ‌کوک و دختر
          
          خیلی خوشحال میشم بخونی و نظرت رو برام بنویسی:)
          حمایتت بزرگ‌ترین انگیزه برای ادامه‌ی نوشتنه ♡
          
          https://www.wattpad.com/story/398471283?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=moone_writer

soearro

یه فیک محشر دخترپسری تاریخی از تهیونگ و شوگا  به قلم ایوا آوردم برات که من خودم یکی از طرفداراشم
          حتمااا بهش سر بزن مطمئنم عاشقش میشی
          
          ▪️ نام : نیران 
          ▪️کاراکتر : تهیونگ ، شوگا
          ▪️ژانر : تاریخی، فانتزی، عاشقانه 
          ▪️خلاصه : فرمانروا تهیونگ از قلمرو والونا، برای رسیدن به پادشاهی به یک وارث نیاز داره! اما اون یک راز بزرگ رو پشت در خوابگاهش نگه می‌داره...
          نیران! دو رگه‌ی انسان و پری که برای هر دو گونه یک لکه‌ی ننگه و وجودش باعث نحسیه... 
          قصه‌ی بلند این پری‌زاده‌ی مخفی رو در "نیران" دنبال کنید.
          
          *** 
          _ باید برای مراسم زفاف آماده بشید شاهزاده.
          مراسم زفاف رسمی بود مخصوص ازدواج‌های بزرگ اشرافی. رسم بر این بود که عروس و داماد، زیر نظر غیرمستقیم چند شاهد، با هم همبستر می‌شدند تا ازدواجشان به‌طور کامل رسمیت پیدا کند.
          سانی به کمک ندیمه‌ها لباس سنگین و پرطمطراقش را از تن بیرون آورد. لباس‌هایی که با لایه‌لایه پارچه و جواهر، سنگینی‌شان روی دوشش بود.
          به جایش پیراهنی سفید و بلند پوشید؛ حریری که نرم روی تنش نشست و تنها با یک بند باریک در پهلویش بسته می‌شد. برای ولیعهد جاگوا باز شدن همان یک گره کافی بود تا لباس یکجا از تن همسرش بیفتد.
          بانویی که از همه مسن‌تر و باوقارتر بود، جلو آمد. صدایش آرام اما جدی بود:
          _ شاهزاده، چون این اولین شب شماست، لازمه کمی درباره‌ی فرایند معاشقه آگاه بشید...
          
          https://www.wattpad.com/story/286507941?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=kimiyagoli83

moone_writer

سلام قشنگم✨️
          این فیکشن منه.
          توی ژانر رومنس، انگست و با چاشنی معماییه
          داستان درباره یک مدل معروف هست که روحش با نسخه دیگش توی دنیای موازی جابه‌جا میشه و ...
          خوشحال میشم بهش سر بزنی و اگه خوشت اومد ازش حمایت کنی و نظرتو بهم بگی❤️
          https://www.wattpad.com/story/392361835?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=moone_writer

firoo_sunshine

خلاصه ی فیکشن
          
          من جنی شاهدخت هفتم گوریو مادرم به گیسانگ از سلسله ی هانه... اون صیغه ی مورد علاقه ی پادشاهه اما منو برادر تنیم مجبور بودیم واژه ی نامشروع رو تمام عمر با خودمون بکشیم برای فرار از ازدواج با پسر عموم به سرزمینهان رفتم و اونجا با شاهزادههای هان آشنا شدم.
          https://www.wattpad.com/story/376207159?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=firoo_sunshine