Riko_knz

Riko_knz

Riko_knz

ای‌کاش یکی میومد و بهم چندتا کتاب معرفی می‌کرد که وایب و فضاسازیش، نزدیک به کتابای موراکامی باشه. گرما و روند آرومی که داره، مخصوصا اونایی که تو حال و هوای دهه‌های هشتاد یا قبل‌ترن. مثل جنگل نروژی و شکار گوسفند وحشی، یا داستانای کوتاهِ مجموعه‌ی اول‌شخص مفرد. کتابِ نخونده زیاد دارم؛ اما حالم یجوریه که ممکنه خوندنشون اذیتم کنه.
          احتمالا امشب، یکم از آکوتاگاوا بخونم. توی فیک ازش یاد کردم؛ شاید اینشکلی بزرگداشتش برای خودم کامل بشه.
          
          - امروز عینکم شکست. بی‌دقتی کردم. تا تعمیرش تموم‌بشه، کور می‌شم.

Riko_knz

دلم می‌خواد فیک بخونم. یچیزی که خیلی معروف نباشه ولی عالی باشه. یعنی عالی‌ای باشه که هنوز پیداش نکردن. بعد با نویسندش سرِ فیکش کلی ذوق کنم. خیلی حسِ گرمیه. یه ذوق کردنِ بی‌آلایشِ دو طرفه.

Riko_knz

@chanbebaek 
            فقط یه ترجیحِ شخصیه. شاید برای اینه که دلم می‌خواد یه فضای گرم برای خودم داشته باشم؟ حسِ امنیتی که یچیزِ غیر معروف با خودش داره برام ارزشمندتر و قابل‌لمس تره.
Contestar

chanbebaek

چرا معروف نباشه؟
Contestar

Riko_knz

حالا اونقدر عالی‌هم نبود اوکیه.
Contestar

Riko_knz

- یادم رفته‌بود وقتی فالور نداری دیده شدن فیکت خیلی طول می‌کشه. اشکال نداره ولی، من صبورم.
          خودم حس خوبی بهش دارم. از شخصیت چانیول مخصوصا خیلی خوشم میاد. موقع نوشتنش احساس فشار نکردم. روون بود.