Sarajimin2519
Enlace al comentarioCódigo de conductaPortal de Seguridad de Wattpad
دلم برای تهجین تنگ شده...تهجسن میخاممم...کام
اوت میخام...کام اوت تهجبیینن میخام
:""(((((((
Sarajimin2519
دلم برای تهجین تنگ شده...تهجسن میخاممم...کام
اوت میخام...کام اوت تهجبیینن میخام
:""(((((((
Vedant_NR
های لاولی (◍•ᴗ•◍) امیدوارم حالت خوب باشه.
خوشحال میشم به فیکم سر بزنی و هواشو داشته باشی.
https://my.w.tt/7WB8ot695bb
کاپلش ویکوکه :)
Sarajimin2519
چیزخاصی نمیخام بگم،ولی وقتی عکس بایسمو توگوشیم میبینم دلم میخاد ببوسمش بعد همش قبل بوسیدنش مجبورم دورو برو نگا کنم کسی نباشه ک نبینه منوووو،چقد ازاین وضعیت متنفرم☹اصا چرا باید از پشت گوشی بایسموببوسم،چرانباید لبام پوستشو لمس کنه❤همین، گودنایت!
shani_shana
اگه پروفایلت خودتی خیلی نازی ❤
Sarajimin2519
های،امیدوارم اگ اینوبخونید جواب بدید♡
خب من ی سوالی داشتم راجب خیالات،من خیلی خیالاتی ام و ازهمون بچگی اینطوری بوودم و کسیو ندارم ک راجبش باش صحبت کنم پس گفتم اینجا بنویسم.راستش هرچقد ک میگزره شدت این خیال بافی هام بیشتر میشه طوری ک من از بابتش نگران میشم!
خوب من حتی ی رفیق خیالی دارم و خانواده و کلی دوست و رفیق داره.و این یارو هم خیلی برام عزیزه و چن سالیه باهم دوستیم♡
بزاراینطوری بگم ک شب وروز توفکروخیال سیرمیکنم و حتی ی دقیقه هم نبوده ک توخیالاتم نباشم،کلا انگار تواین دنیا نیستم و درک درستی از این دنیای واقعیم ندارم چون وقتمو تو خیالاتم میگزونمهروقت هم حس ناخوشایندی داشتم ب همون پناه میبرم چون حس خوبی بم میده،آیا اینها طبیعی ان؟ینی براتون پیش اومده اینطوری باشین؟البته چن باری هم پیش اومده با ی سری ادما اشنا شدم ک منو ب دنیای واقعی برگردوندن بدون اینکه اونها بخان،کلا شخصیتشون باعث میدش ب دنیای واقعی برگردم ولی خوب این چیز ادامه نداشت و باز عین قبل برگشتم.دنبال اتفاقات عجیب و جالب میگردم چون میتونم برا بهتر کردن اون دنیای خیالیم ازشون استفاده کنم.خوب همین
TsukuruTaxaki
سلام لاولی
این اولین کار من تو واتپده❤
خوشحالم میشم که بخونیش و اگه از داستان خوشت اومد ازش حمایت کنی
بوس بهت
https://my.w.tt/EnYflv7zw7