من نویسندهای هستم که در یک جمله خلاصه نمیشود!
مینویسم از چیزهایی که در یک لحظه تپش قلبت حسی ناشناخته را برمیانگیزد و ذهنت لحظهای غافلگیر میشود.
نمیدانم دقیقاً چه نوع نویسندهای هستم، ولی یک چیز را میدانم: عاشق نوشتنم، با تمام قلب و ذهنم.
بیا همراه من شو و وارد دنیای ذهن و نویسندگیام شو؛ جایی که آزادی، امید، حسها، دردها، لبخندها، تاریکی، شجاعت و شاید کمی دیوانگی نفس میکشند... دنیایی که شاید تو هم دوست داری گذری در آن کنی.
- JoinedOctober 28, 2024
Following
Sign up to join the largest storytelling community
or
«آوای جنون حالا آماده هست!اگر دنبال هیجان و راز هستید، حتماً بخوانیدش!»View all Conversations
Stories by Seraphina
- 3 Published Stories
پـشت درهـای بـسته
6
0
10
مژگان در خانهای زندانی شده است، جایی که عشق، مهربانی و امید رنگ باختهاند.
همسرش، روزی عاشقش بود، اما حالا ب...
The Last Stand
12
1
1
In moments when everything falls into silence, she stands. But is this stand for salvation, or to sink deeper...
آوای جنون
296
28
30
"در میان تاریکی، یک صدای خاموش تو را دنبال میکند. آیا هنوز میتوانی بگریزی؟"