Sign up to join the largest storytelling community
or
خب دوستان نمیدونم از کجا شروع کنم این چند وقت حال همون بد بود و یه ایران عذادار شد و ما خواهر برادرانمان رو از دست دادیم درسته از یک خون نبودیم ولی اون ها خواهر و برادران ما بودن به امید روز های روشن...View all Conversations
Stories by sara963
- 3 Published Stories
خون مافیا
139
5
5
من دیگه نمیتونم تحملت کنم ازت بدم میاد ازت متنفرم ولم کنننننن همون لحظه لبهای داغش رو روی لبام گذاشت .....