سلام، چون بچههای واتپد اکثراً چنل تلگرامم رو ندارند و تکتک توی پیوی علت انپابلیش و زمان برگشت داستانها رو میپرسند گفتم یکبار دیگه اطلاعیه رو اینجا قرار بدم که سوالی نمونه.
برای ریدرها؛
شاید چیزی که میخوام بگم برای خیلی از ریدرهایی که نوشتههام رو دنبال میکردن خوشایند نباشه اما اتفاقی بود که در هر صورت باید میافتاد. تصمیم گرفتم برای سلامتروان خودم و احترام به زمان و انرژیای که برای نوشتن میذارم دیگه چیزی برای فندوم چانبک ننویسم.
این مسئله که هر بار یک سری اسامی خاص از چند تا نویسنده مشخص گرفته تا چند تا ریدر چانبکشیپر درموردم دروغ میگن، چیزهایی رو بهم میچسبونن که ارتباطی بهم نداره یا امثال این خستهام و این اخرین تلنگر بود. اگه ادم پر حاشیهای بودم یه چیزی اما اینکه جز صحبت با ریدرهام کار دیگهای نمیکنم و همچنان این همه فشار رومه بهخاطر چهار تا چیز مسخره از توانم خارجه.
تا دیروز فایل فیکشنهام رو توی چنلشون میذاشتن و پاک نمیکردن، اسلاتشیم و بادیشیم میکردن و با حرفهاشون درمورد اندامهای خصوصی من عملا تعرض جنسی کلامی کردن، الان هم که علاوه بر دیالوگ ساعت، دیالوگ انیگما هم توی اینستاگرام و چنلها گذاشته میشه یه جور دیگه دارن اذیت میکنن و تحریف واقعیت میکنند. دیگه کافیه هر چقدر به خودم و نوشتههام توهین شد.
قدردان اون دسته از ریدرهایی که همیشه با خوندن داستانها حمایت کردن هستم و امیدوارم درک کنید این بهترین تصمیم برای منه که از محیطی که بهم آسیب میزنه فاصله بگیرم و وقتم رو صرف نوشتن چیزی کنم که لازم نباشم با چنین دراماهای احمقانهای دست و پنجه نرم کنم.
داستانها انپابلیش میشه و متاسفم که گادلیک با تمام جزئیات و روندی که از نظر خودم قویترین کارم بود قرار نیست به پایان برسه.
این تصمیم نهاییه و این پیام رو خداحافظی در نظر بگیرید. ممنون از ریدرهایی که توی این سرگرمی مشترک باهام همراه بودند. [دل]
واقعا خیلی دلم برای گادلیک و انیگما تنگ شده خیلی خیلی خیلی خیلی تنگ شده. چرا هر فیکشن خوبی که دیدم یا خوندم اخر عاقبتش اینجوری شده اخه...انی ویز امیدوارم حال خودت خوب باشه یونیک عزیز
الان خبردار شدم که چه اتفاقی افتاده
من هنوز انیگما رو شروع نکرده بودم و نمیدونم باید خوشحال باشم از اینکه خوندنش نصفه رها نشد یا اینکه ناراحت باشم که یه شاهکار رو نخوندم.
هر روز برامون یک مرگ تدریجیه و تنها دلخوشی هامون که میتونه فقط یک فیکشن باشه رو داریم از دست میدیم.
جدا از اینکه تو از حرف ها و توهین های دیگران آسیب دیدی و میبینی، ما هم به نوبه خودمون بخاطر یکسری افراد که هیچ واژه ای نمیتونه توصیفشون کنه داریم آسیب میبینم و متاسفانه همیشه ریدرهای خوب هستن که در حقشون ظلم میشه.
بچه ها هم زیاد گفتن ولی منم بازم میگم که کارهات شاهکارن. پلات و شخصیت پردازی شون فوق العاده ست و حیفه که خونده نشن. خواهش میکنم خواهش میکنم خواهش میکنم و خواهش میکنم هر وقت که آروم تر شدی و اوضاع رو مناسب تر دیدی بازم بهش فکر کن.
ما مشتاقانه منتظریم که کارهات رو بخونیم و حمایت خودمون رو نشون بدیم.
هر چقدر هم طول میکشه من و بچه ها میایم اینجا، سر میزنیم به امید اینکه برگشته باشی.
خواهش میکنم بازم به برگشتنت فکر کن ما منتظریم.
موفق باشی
یونیک داستان های تو تنها دلیل حال خوب من بود. امیدوارم خوشحال باشی و بهت سخت نگذره و حالت بهتر بشه. همه ما خیلی دوست داریم برگردی عزیزم چون تو واقعا دوست داشتنی و عزیزی
یونیک لطفا برگرد ،وجودت واقعا باارزشه ،اینقدر داستانهای خاص و قشنگ نوشتی ک از ذهن براحتی پاک نمیشه ، آدمهای مضخرف همیشه هست اما ب کسایی ک دوستت دارن هم توجه کن تعدادشون کم نیست ،تو خیلی با داستانات هوش حواسمونو ازین دنیا میبردی و باعث میشدی خوشحال تر باشیم و قدرت قلم واقعی رو بفهمیم، هرجا هستی شاد و سالم باشی و بدون ک هنوزم چشم براه برگشتت هستیم✨
بعد از فک کنم ۱۰ ماه دلم برای نوشته هات تنگ شد واتپدمو باز کردم اومدم ببینم چیز جدیدی نوشتی که بخونمش یا نه و دیدم کلا رفتی. خیلی ناراحتم که دیگه نیستی و نوشته های قشنگ هم ناپدید شدن. تو تا ابد یکی از نویسنده های مورد علاقم میمونی و متأسفم که آدما انقد عوضی و بدذاتن و انقدر اذیتت کردن. امیدوارم هرجا که هستی و هرکاری که انجام میدی حالت خوب باشه و اینو بدونی که با نوشته هات لحظات خاصی رو برای تعداد زیادی آدم رقم زدی و این خیلی بارزشه. -R-