Sign up to join the largest storytelling community
or
Story by عمو یولیوس
- 1 Published Story
ZORIS
283
27
11
«وقتی دلت به چیزی میتپه که دنیا نمیتونه قبولش کنه، تنها چیزی که میمونه درد و تنهاییته.»
«زان، یک دورگه خون...