V_Valentino
من تنها مى مانم روى ساحل جاى پاهاى تو مانده در گل
بيهوده مى ميرد در سينه دل و خبر مى دهد از -جدايى-
آبى آسمان چه غمگين است
قلب من سنگ سخت زمين است
آنچه مانده از عشق فقط اين است كه تو ديگر هرگز نمى آيى
Vian_VK
@V_Valentino چقدر زیبا بود این :)) آنچه مانده از عشق فقط این است که تو هرگز نمی آیی.
•
Reply
karman_tk
هی زیبا.
V_Valentino
زخم میخورد این تن بسیار سخت چه بسیار .. بر اثر حماقت این روح دیوانه. دست از سر من بر نمیدارد در عین حال که هیچجایی برای زخمی جدید باقی نمانده.
V_Valentino
دستهایم را در باغچه میکارم
سبز خواهم شد، میدانم، میدانم، میدانم
V_Valentino
چه کنم این ریشه های لعنتی را که فکر میکنند او هنوز همان بیرون منتظرشان است . در خاک میجوشند و تکان میخورند و من را محکوم میکنند به ادامه..
•
Reply
V_Valentino
نگاه کن که در اینجا
زمان چه وزنی دارد
و ماهیان چگونه گوشتهای مرا میجوند
چرا مرا همیشه در ته دریا نگاه میداری؟
V_Valentino
من
پری کوچک غمگینی را
می شناسم که در اقیانوسی مسکن دارد
و دلش را در یک نی لبک چوبی
می نوازد آرام، آرام
پری کوچک غمگینی که شب از یک بوسه می میرد
و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد
vx3in_
دلتنگت هیونگ..
itsbarbiemiss
من خیلیی بوکاتو دوست داشتمم جایی نذاشتیشون؟ یا چنلی چیزیتوی تل نداری؟
xlhellen
Oh helloooo