سلام عزیزان دلم خوب هستید؟
میدونم خجالت آوره که بعد از یک سال دارم اینجا پیام میزارم.
واقعاً متاسفم که انقدر بیشرمانه اومدم و دارم براتون این پیام رو مینویسم.
میخواستم بگم که از تک تکتون ممنونم که تا امروز حمایتم کردید و اینکه من واقعاً شرمندهام بابت نبودم در این مدت.
دوستون دارم تا بینهایت و اینکه من بالاخره قراره پایان کارهام رو به زودی اپلود کنم و بالاخره فیکشنهای ناتمومم رو به پایان برسونم.
میدونم از من بابت تاخیر و بدقولیهام دلخورید و منم واقعا شرمندهام و نمیتونم حرفی بابت این کار بیادبانهام بزنم و هیچ عذر و بهونهای هم برای این کارم قابل قبول نیست.
فقط اینکه دوباره تکرار میکنم که من خیلی دوستون دارم و تا بینهایت هم این علاقه رو نسبت به تک تک شما عزیزانم دارم.
درنهایت فقط اومدم بگم بالاخره روزهای خوش مردم ماهم میرسه.
میدونم جملات آخرم کمی نامربوطه ولی من امید دارم که روزهای خوب به زودی از راه میرسن. ❤️
سلام اگه یه فیک با وایب آبی و ژانر فانتزی و درام دوست دارید خوشحال میشم نگاهی به فیک دوست من بندازید و با ووت و کامنت هاتون یکوچولو حمایت کنید:)
-----
_نگاهم نمیکنی، چشمآبی؟... به جرم کدوم گناهم معبودمو ازم گرفتی؟... این همه مدت ازم فاصله گرفتی و هنوز هم فرقی نکردی... تو فرشتهی من بودی؛ کی وقت کردی قلبتو ازم بگیری؟... شاید من اشتباه میکردم... شاید نباید میذاشتم وارد زندگیم بشی!
_آره! نباید میذاشتی... اومدی که همینو بشنوی؟
_دروغ گفتن هم یاد گرفتی؟
_تو زیادی متوهمی... من حقیقتو گفتم.
_با قلبم زیادی بیرحمی، عزیزکرده! یادت نره امروز چقدر شکستیم... قلب من که تکهتکهست، ولی تو به همین تکههای کوچیکم هم رحم نکردی... برای آخرین لحظه فقط یه چیزو از قلبت میخوام: حرفای امروزتو هیچوقت یادت نره... چون تهیونگی که امروز میره، دیگه برنمیگرده!
https://www.wattpad.com/story/397012397?utm_source=android&utm_medium=org.telegram.messenger&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=gahanbakhshmona
رازها، خیانت و الماسهای نادر…
لیلی فکر میکرد جهانش ساده است، اما وقتی با ویلیام کراس، مردی سرد، خطرناک و قدرتمند، روبهرو شد، همهچیز تغییر کرد.
رازهایی که پنهان مانده بودند، دشمنانی که هر لحظه کمین کردهاند و الماسی که میتواند همهچیز را به هم بریزد، او را وسط بازیای میگذارد که هیچ راه بازگشتی ندارد.
عشق یا خیانت؟
⚡ هیجان، اکشن و دارک رومنس که نفس را بند میآورد.
آیا لیلی میتواند به قلبی که هرگز باز نشده اعتماد کند، یا بازی دیوید و قدرت الماس همه چیز را نابود خواهد کرد؟
اگر دنبال رمان واقعی، پرتنش و هیجانانگیز هستی، همین حالا وارد جهان تاریک ویلیام و لیلی شو…
https://www.wattpad.com/story/397707891?utm_source=ios&utm_content=story_info&wp_page=story_details&wp_uname=Melodyyy_1111
سلام لاولی ببخشید بی اجازت وارد مسیج بوردت شدن
میشه از من تازه کار حمایت کنید لطفا
مسی هانی
دو کیونگسو و پارک جیمین دو پسر که با تمام دردهاشون بهم پناه میبرند و فرار میکنند ... از چی یا بهتره گفت از کی؟؟
.... این یه رازه ......
رازی که در پایان به یه نفرین تبدیل میشه .....
در همون دوران با ۳ پسر دیگه هم آشنا میشن شو مینگهائو
شاهزاده خلع شده ....
و لی مارک و لی فلیکس دو برادری که تو آتیش گیر افتادن و هر لحظه به مرگ نزدیک میشدن.....
حالا هر ۵ تای اونا برای اولین بار در black diamond عضو یک پک ان پکی که همه امگا ان
اگر در بین تمام راز ها و عجایب این پک یک دفعه سر کله جفت های دو عضو اصلی...... کیونگ و جیمین پیدا شده چه اتفاقی میافته ؟؟
اونم نه یکی جفت ...۶جفت حقیقی جیمین.... و ۴جفت حقیقی کیونگ
آیا اونها میتونن در کنار راز ها و نفرینی که گرفتارشن با جفت هاشون باشن ....یانه
.ٖ⃔༺ོ༅ི༙ ༅ྀ༙༻⃘⃕⃟ٜٖ
https://www.wattpad.com/story/399167436?utm_source=android&utm_medium=org.telegram.messenger&utm_content=share_writing&wp_page=create&wp_uname=mahdiehb2008
Ignore User
Both you and this user will be prevented from:
Messaging each other
Commenting on each other's stories
Dedicating stories to each other
Following and tagging each other
Note: You will still be able to view each other's stories.