_incnt
Link to CommentCode of ConductWattpad Safety Portal
پارت آخر لیمو آپ شد.
I just published "25. Our beloved summer [last.]" of my story "When the lemon tree blooms.". https://www.wattpad.com/1547356773?utm_source=android&utm_medium=profile&utm_content=share_published&wp_page=create_on_publish&wp_uname=_incnt
imabrwnhzl
امیدوارم که حالتون خوب باشه
_incnt
@imabrwnhzl سلام. حالم خوبه و باز هم شرمندهام هم بابت تاخیر و هم نگرانیای که بخاطر من تجربه کردی. نامهی پر از محبتت رو جواب دادم و بیصبرانه منتظر جوابت هستم!
•
Reply
RosieRosalind
سلااام!
حالت چطوره؟
به رسم وریتی، قبل از هرچیزی، بذار ازت ...
درباره روند، ریتم و سرعت، فضا، محیط، آغاز و پایانبندی (مخصوصا پایان)، احساسات، شخصیت پردازی (هماهنگی شخصیت ها با جنسیتشون، موقعیتشون، خودشون توی پارت های بعدی و قبلی و...)، دیالوگا، وقایع و... همچنین خود بخش نوشتار و ساختار وریتی بپرسم و هرچیزی که به ذهنت میرسه و اگر نکته ای برای من داری!
البته اگر دوست داری، وقت داری و دلت خواست جواب بده بهم!
من واقعا پذیرا و مشتاق دونستن همشونم تا بعد راجع به کالینین حرف بزنیم و مهمترین موضوع پیرامونش که چه انتظاری داری و فکر میکنی چجوری قراره باشه :')
ببخشید خیلی حرف زدم!
RosieRosalind
@_incnt ببخشید اینقدر حرف زدم... و پراکنده خودت بهم حس امنیت دادی منم هرچی به ذهنم اومد گفتم °-°
•
Reply
RosieRosalind
@_incnt راستش خیلی با ملاحظه ای و روح بزرگی داری که با یه پیام چنین حسی منتقل کردی بهم... اما خوشحال هم میشم به عنوان یکی از ریدرهای خاصم برام بگی که فکر میکنی چی توی کالینین ببینی؟ چی میخوای که ببینی؟ (و همچنین... خاطره ای از زوج اصلیمون هست که بخوای از نزدیک بشنویش؟ نه از طریق مغز تائه؟ اصلا هم قصد ندارم چون خیلی شما رو دوست دارم (اگر یادت باشه قبل از اینکه نگاه ارزشمندتو به وریتی بدی هم اینطور بود... خیلی ارتباطت با شخصیت های بوک هایی که میخونی قشنگه!) اون خاطره رو تعریف کنم توی کال... اصلا) ممنونم ممنونم و سپاسگزارم که بهم اینقدر حس خدب و آرامشبخشی دادی و اینکه اینقدر باملاحظه و با شخصیتی ولی بازم اگه نقد یا نکته ای داشتی، من واقعا پذیرام تا بتونم کاری بیشتر لایق نگاه تو و باقی ریدرها ارائه کنم
•
Reply
RosieRosalind
@_incnt جدای از خوشحال شدنم بخاطر اینکه شنیدم "بهم راجع به داستان اعتماد داری" (نگرانی چهارمم برای کالینین که میترسم راضی کننده و satisfying نباشه در نهایت) خیلی خیلی خیلی ممنونم که اینجوری ارتباط گرفتی با بچه من... واقعی دیدیش و بهش بها دادی... من روی زمین میشینم و بهت تعظیم میکنم... شنیدنش روحمو به پرواز درآورد.
•
Reply
RosieRosalind
ببخشین یهویی وسط مسیج بردت
ولی هرجا کامنتاتو میبینم خیلی خوشم میاد
یجور خوبین
دوست داشتم بهت بگم :')
_incnt
@RosieRosalind زتینیمسخسخ وای نه مثل این که بیان من بد بودهههه. منظورم این بود که اگر یه درصد کامنتای من به تو حس خوبی داد یا خندوندت یا هرچی، پیام تو صد برابر به من حس بهتری داد. متشکرم ازت که گفتی بهم.
•
Reply
RosieRosalind
@_incnt معذرت میخوام اگه بیانم بد بوده ها منظورم از "یجور خوب" دلنشین و جالب بوده *خجالت
•
Reply
_incnt
پارت آخر لیمو آپ شد.
I just published "25. Our beloved summer [last.]" of my story "When the lemon tree blooms.". https://www.wattpad.com/1547356773?utm_source=android&utm_medium=profile&utm_content=share_published&wp_page=create_on_publish&wp_uname=_incnt
Raha070
سلام میدونی من خیلی اهل حرف زدن و نظر دادن نیستم
ولی اومدم یه تشکر جانانه ازت بکنم
خیلی وقت نیس ک دارم داستان لیمو رو میخونم اما بزار بگم من تو بدترین شرایط این داستانو پیدا کردم
یعنی جوری بود ک انگار وسط بیابون دراز افتاده باشم زیر خورشید سوزان بعد یهو یه عالمه شکوفه لیمو سقوط کنه رو من باهم ن عطر خنک و تیز رفته نشسته کنج قلبم، هرموقع یه پارت جدید میزاری و میخونم همون عطر خوش لیمو میپیچه تو سرم و منو شعفناک و دیوانه میکنه خلاصه خیلی خیلی ممنونم که خیلی خوشگل مینویسی