aLexander__83

دوستان باید بگم که این هفته پارتی آپ نمیشه تا یه مقدار ووت های فیک بالا بره❗
          	ووت یادتون نره⭐

ayhan0x

@aLexander__83 
          	  سلام عزیزم میشه حمایتم کنی ؟
Balas

aLexander__83

@ayhan0x سلام زیبا حتما
          	  خوشحال میشم این حمایت دوطرفه باشه⭐
Balas

taehungjkfb

سلام عزیزم مایل به حمایت دو طرفه هستی ؟

taehungjkfb

@aLexander__83 خواهش مهربون
Balas

aLexander__83

@taehungjkfb حتما
            مرسی از تو بابت انرژی خوبی که داری❤
Balas

taehungjkfb

@aLexander__83 خوشحال میشم ووت های قشنگتو ببینم
Balas

aLexander__83

دوستان باید بگم که این هفته پارتی آپ نمیشه تا یه مقدار ووت های فیک بالا بره❗
          ووت یادتون نره⭐

ayhan0x

@aLexander__83 
            سلام عزیزم میشه حمایتم کنی ؟
Balas

aLexander__83

@ayhan0x سلام زیبا حتما
            خوشحال میشم این حمایت دوطرفه باشه⭐
Balas

moji_bts

I think you'd like this story: "    " by moji_bts on Wattpad https://www.wattpad.com/story/400637921?utm_source=android&utm_medium=org.telegram.messenger&utm_content=story_info℘_page=story_details_button℘_uname=moji_bts
          
          های، من تازه شروع کردم نوشتن، خوشحال میشم به داستان من سر بزنید ممنون ازتون.

aLexander__83

@moji_bts حتما عزیزم باعث خوشحالیمه❤
Balas

mobinaar124

تو واتپد دوتا بوک به این اسم هست the cures of death و اون یکی تا قسمت شیشه تا یه جاییش رو خوندم فکر  کنم یکی داره از فیکت کپی میکنه 

aLexander__83

@mobinaar124 تا پارت ۱۹ آپ کردم قشنگم هر ❤⭐سه شنبه هم تایم آپ دارم
Balas

mobinaar124

@mobinaar124 آها من گیر کرده بودم که کدوم اصل از رو کدم بخونم حالا کی آپ میکنی منتظر فیک قشنگتم 
Balas

aLexander__83

@mobinaar124 نهه اون اکانت قبلیه خودم بوده که بعدش اکانتم پرید و دیگه نتونستم بهش دسترسی داشته باشم
            برای همین تو این اکانت دوباره شروع کردم به آپ کردن❤
Balas

jeewan_i

سلام زیبا، میشه از فیکشنم حمایت کنی؟ ✨
          
          
          Name: Arcano
          
          Couple: Vkook / kookv / yunmin
          
          سرتیتر تمام خبرها، قتل مدیر کیم بزرگ، صاحب شرکت مدیلینگ Arcano و موسس نشریه Kim بود...
          کارآگاه روزنامه خبری رو روی میز گذاشت که زنگ در دفتر به صدا دراومد...
          
          .
          .
          .
          
          «زندگی الان تهیونگ، کارمای عاشقی‌هایی هست که من از خودم دریغ کردم!»
          
          «شاید خانواده‌ت تو رو دور انداخته باشن، ولی به این فکر کن که تو نفس آخری هستی که من به زور حبسش کردم...»
          
          
          https://www.wattpad.com/story/391900204?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=jeewan_i

aLexander__83

@jeewan_i سلام گلم
            حمایت کردم عزیزم ممنون میشم این عشق متقابل باشه
            نویسنده ی عالی هستی همینجور ادامه بده❤
Balas