Story by amen
- 1 Published Story
بی نهایت
16
2
1
دم دمای صبح بود،سرمای بدی وجودمو پر کرده،معلوم نبود چجوری و از کجا اما مطمئن بودم هیچ وقت تموم نمیشه همه جا ب...