LKOAVIE

سلام خوشحال میشم به بوکم سر بزنید و حمایتم کنید
          
           ژانر: عاشقانه تاریک / DDLB/ درام روانی/ اسمات 
          
          کاپل: چانبک / هونهان
          
          خلاصه داستان: وقتی پسری یاغی و بی‌پناه به نام بکهیون، با مردی مرموز و ددی‌طور به اسم چانیول روبه‌رو می‌شه، هیچ‌کدوم نمی‌دونن که این دیدار، زندگی هر دوشون رو زیر و رو می‌کنه.چانیول نمی‌تونه بدون بکهیون زندگی کنه…و برای داشتنش، راهی جز دزدیدنش نمی‌مونه.تو این خونه، امنیت یعنی تسلیم شدن…و عشق، یعنی زنده موندن وسط تاریکی.
          از طرف دیگه، سهون و لوهان، با رابطه‌ای پر از وابستگی و لطافت، نشون می‌دن عشق می‌تونه هزار چهره داشته باشه.
          
          ‌ دو داستان، دو عشق، یک درد مشترک:
          فرار از تنهایی.
          https://www.wattpad.com/story/371733476?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=LKOAVIE

ery0is349

سلام عزیزم برای اولین بار فیکشن نوشتم ممنون میشم حمایت کنی  https://www.wattpad.com/story/373402240?utm_source=android&utm_medium=com.openai.chatgpt&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=e_r_tzibd
          
          دوست دارم نظرت رو راجبش بدونم

LKOAVIE

سلام خوشحال میشم به بوکم سر بزنید و حمایتم کنید
          
           ژانر: عاشقانه تاریک / DDLB/ درام روانی/ اسمات 
          
          کاپل: چانبک / هونهان
          
          خلاصه داستان: وقتی پسری یاغی و بی‌پناه به نام بکهیون، با مردی مرموز و ددی‌طور به اسم چانیول روبه‌رو می‌شه، هیچ‌کدوم نمی‌دونن که این دیدار، زندگی هر دوشون رو زیر و رو می‌کنه.چانیول نمی‌تونه بدون بکهیون زندگی کنه…و برای داشتنش، راهی جز دزدیدنش نمی‌مونه.تو این خونه، امنیت یعنی تسلیم شدن…و عشق، یعنی زنده موندن وسط تاریکی.
          از طرف دیگه، سهون و لوهان، با رابطه‌ای پر از وابستگی و لطافت، نشون می‌دن عشق می‌تونه هزار چهره داشته باشه.
          
          ‌ دو داستان، دو عشق، یک درد مشترک:
          فرار از تنهایی.
          https://www.wattpad.com/story/371733476?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=LKOAVIE

elahe2215

سلاممم:)))
          حالت چطوره؟
          
          زیاد وقتتو نمیگیرم
          اومدم فیک جدیدمو بهت معرفی کنم♡
          
          https://www.wattpad.com/story/388994651?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=elahe2215
          
          خوشحال میشم همراهیمون کنی و نظرتو بهم بگی
          بوسسس*

baharan_kim

سلام قشنگم
          من دارم یه فیک ییجانی می نویسم که یک روز درمیان آپ داره
          دوست دارم بخونیش 
          اگر جبران می کنم و عشق زرد و برمودا رو خونده باشی اینا از کارای منن❤️
          ضمنا چنتا فیک کاملم تو پیجم دارم
          خوشحال می شم به صفحه من سر بزنی
          https://www.wattpad.com/story/392573197?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_reading&wp_page=reading&wp_uname=baharan_kim

CecilionV

هی زیبا رو، اگه فیکشن مافیایی/جنایی/اکشن از چانبک و سکایهون (ورس) دوست داری‌؛
          خوشحال میشم همراهی‌ت رو کنارم داشته باشم ฅ(• ﻌ •)ฅ
          
          https://www.wattpad.com/story/384782312?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=CecilionV

bloodyblossom_

سلام دوست عزیز. اولین فیک من آماده‌ی خوندنه. خوشحال می‌شم اگه بخونیش و با ووت‌های قشنگت ازش حمایت کنی.^^
          
          https://www.wattpad.com/story/372979612?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=bloodyblossom_

bloodyblossom_

@bloodyblossom_ ممنونم. خوشحال می‌شم فیکم ریدری مثل شما داشته باشه
الرد

anid_6104

@bloodyblossom_ سلامم بله حتما چرا ک نه در سریع ترین زمان ممکن میخونمش و نظرمو میگم جذاب میزنه ک
الرد

OHOHMYMYMYMY

[نفرین جاودانگی|the curse of immortality]
          سال‌های سال دو امپراطوری به نام والیا و آرکادیا در همسایگی هم وجود داشتن اما مردم والیا از وجود امپراطوری دیگه کاملا بی‌خبر بودند‌. چون آرکادیا توسط جادوی سیاه از دید انسان‌ها مخفی شده بود.
          
          آرکادیا رازی بزرگ داشت که بالاخره روزی با وارد شدن متجاوزی از خاک والیا به سرزمینش برای دیگران فاش شد، مردم آرکادیا جاودان بودند و هرگز نمی‌مردند!
          
          متجاوزی که از والیا وارد ارکادیا شده بود تاج‌گذاری شاهزاده جونگین رو خراب کرد و به واسطه‌‌ی این اتفاق جنگی بزرگ بین دو امپراطوری جاودان و غیرجاودان آغاز شد.
          
          اما آیا این جنگ بیهوده نبود؟ آیا جاودانه‌ها همیشه برنده نمی‌شدند؟ شاهزاده جونگین داشت چیزی رو از مردم پنهان می‌کرد، آن هم اینکه جاودانگی ساکنین آرکادیا در خطر بود و جونگین مجبور بود با والیا متحد بشود تا این جنگ را هر چه سریع‌تر تمام کند.
          
          ژانر: فانتزی، تاریخی
          کاپل‌های اصلی: کایسو چانبک، هونهو
          کاپل فرعی:سکای
          https://www.wattpad.com/story/367951334?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_writing&wp_page=create&wp_uname=ArxshxStylinson